۱۳۸۹ اردیبهشت ۳۰, پنجشنبه

فضای چند صدایی

قبل از هر چیزی می خواهم به کسانی که تازه به جمع دوستان این وبلاگ پیوسته اند و یا به طور گذری اینجا را پیدا کرده اند خوش آمد بگویم. اینجا محلی است برای گفتگوی آزاد و من مسائلی را که در رابطه با مهاجرت است و یا خاطراتی را که برایم روی داده است مطرح می کنم و شما عزیزان می توانید بخوانید و نظراتتان را بگویید. دوستان زیادی به من لطف دارند و از ابتدا مطالب من را دنبال می کنند. با اینکه بسیاری از آنها خاموش هستند و یا اینکه کاملا نظراتشان مخالف من است ولی ما همدیگر را دوست داریم و سعی می کنیم که در این محیط کوچک چند صد نفری یک دموکراسی چند صدایی واقعی را ایجاد کنیم. نظرات شما ارزشمند است حتی اگر اهانت به من یا هر فرد دیگری باشد و من تا به حال هیچ نظری را پاک نکرده ام و نخواهم کرد. ممکن است مانند هر فرد دیگری ناراحت بشوم , برنجم, خوشحال بشوم, ناامید و یا حتی عصبانی بشوم ولی هیچوقت به خودم اجازه نمی دهم که فردی را از بیان نظراتش محروم کنم.

دوستان عزیزی که همراه من هستند می دانند که من نهایت تلاش خودم را می کنم که در بخش نظرات یک پست چیزی ننویسم. علت آن این است که من نظراتم را در پست می نویسم و شما هم در بخش کامنت نظرات خودتان را می نویسید. آن بخش متعلق به شما است و من اجازه هیچ گونه دخل و تصرف و یا اعمال نظر در آن قسمت را ندارم. ولی در پایین وبلاگ بخشی است که سوالدانی است و من به همه سوالها پاسخ می دهم حتی اگر سوال مزخرف باشد. گرچه تصمیم گیری برای پیگیری مطالب وبلاگ یک امر شخصی و سلیقه ای است ولی من تلاشم را کرده ام که از هر طیف جامعه چند خواننده داشته باشم تا بتوانیم یک محیط چند صدایی واقعی را تجربه کنیم. مهم نیست که من از دید بسیاری از شما عزیزان آدم خودفروخته, غربزده, کافر, عامل استکبار, ضد ایرانی و غیره باشم. تنها چیزی که برای من مهم است این است که همه ما اعتقاد داشته باشیم که می توانیم در این مکان صدای خودمان را به گوش دیگران برسانیم و نظراتمان را بگوییم. به نظر من نه تنها مردم ایران بلکه حتی بالاترین مقام حکومتی ایران هم اجازه ندارد که آن چیزی را که واقعا فکر می کند بیان کند و همه و همه فقط نگران مصلحت هستند.

در ایران زن ها از روی مصلحت بسیاری از مشکلات و مسائل خودشان را به مردها نمی گوید و در بسیاری از موارد نمی تواند نظرات واقعی خود را بیان کند. فرزندان اجازه ندارند که نظرات واقعی خودشان را در مورد والدین و نحوه برخورد آنها با مسائل اجتماعی بیان کنند. کارمند ها نمی توانند به راحتی نظر خودشان را در مورد عملکرد مدیرانشان بگویند و مسئولین حکومتی فقط آن چیزی را می گویند که مصلحت آنها ایجاب می کند و معمولا نظرات واقعی خودشان را حتی از خودشان هم مخفی می کنند. بسیاری از مشکلات سیاسی ما ریشه فرهنگی و اجتماعی دارد و ما نمی توانیم آن را نادیده بگیریم. هر زمانی که یک جوان بیست ساله اجازه پیدا کرد که اشتباه والدین خود را به آنها متذکر شود و از آنها انتقاد کند بدون اینکه با داد و فریاد پدر مواجه شود, می توانیم انتظار داشته باشیم که فضای چند صدایی در جامعه ما مستقر شود.

فضای چند صدایی یعنی اینکه اگر فردی به من بد و بیراه گفت و یا من را عصبانی کرد و یا آزرد, هیچ حقی برای من ایجاد نمی شود که نظر او را پاک کنم. این کار یعنی خفه کردن صدای دیگران در نطفه و یعنی خفقان و تک صدایی. من اجازه دارم به شیوه های مختلف سعی کنم که عقیده خودم را اثبات کنم ولی هرگز اجازه ندارم که فردی را از رسیدن صدایش به دیگران محروم کنم. این کار در فضای مجازی یعنی اینکه من آن فرد را زندانی و یا اعدام کرده ام تا هرگز کسی صدای او را نشنود. طبیعی است که از دیدگاه من آن فرد کج اندیش و معارض و مزدور و غیره است ولی این فقط دیدگاه من است و آن فرد نیز طبیعتا همین نظر را در مورد من دارد و به نظرش من مفسد فی العرض و عامل استکبار و خودفروخته و غیره هستم و اگر چنین نبود که اصلا مخالفتی در کار نبود.

بسیاری از ما به اشتباه تحمل شنیدن نظرات دیگران را با حق آزادی بیان که یکی از اصول اولیه حقوق بشر است,  تلفیق کرده ایم. وقتی ما می گوییم که در یک جامعه چند صدایی همه باید تحمل شنیدن نظرات دیگران را داشته باشند, شرط برقراری آن وضعیت جامعه را مشروط و محدود به میزان تحمل انسان ها کرده ایم. یک نفر ممکن است مثل من کم تحمل باشد و یک نفر مثل شما پر تحمل. ولی حق آزادی بیان چیزی نیست که مشروط و محدود به میزان تحمل انسان ها باشد و اگر سخن دیگران خارج از تحمل من بود می توانم سرم را به دیوار بکوبم ولی اجازه ندارم که او را از حق طبیعی خود محروم کنم. به زبان دیگر اگر من در این محیط مجازی کوچک و بی اهمیت نظر کسی را پاک نمی کنم نه نشانه لطف است و نه نشانه اینکه ناراحت نمی شوم و یا اینکه تحمل من بالا است. بلکه فقط تمرین یک دموکراسی واقعی است و تمرین قائل شدن حق بیان برای هر فردی از جامعه با هر سلیقه و طرز فکر.

اشتباه دیگری که ما معمولا دچار آن می شویم این است که حق بیان و اهانت را در یک بردار قرار می دهیم و می گوییم که مثلا از این نقطه به آن طرف اهانت محسوب می شود و نه تنها بیان نقض می شود بلکه اهانت نیز به عنوان موضوع اصلی پیگیری می شود. نقطه مرزی بیان و اهانت نیز توسط افراد با سلایق و دیدگاه های مختلف تعیین می شود. به عنوان مثال اگر شما به من بگویید که بابای شما دزد است, در برداری که خدمتتان عرض کردم, حرف شما نقطه مرزی اهانت را رد کرده است و من دیگر اصل بیان شما را نادیده می گیرم و به اهانت شما که مثلا عدم احترام به پدر من است می پردازم و می گویم که شما می بایست به پدر من احترام می گذاشتید. در جامعه ما این امر بسیار مشهود است و مثلا یک نفر می آید و دزدی های تمام مسئولان را در یک تریبون عمومی مطرح می کند ولی چون نقاط مرزی اهانت را رد کرده است, اصل حرف او را نادیده گرفته و او را به جرم اهانت به مقامات به زندان می اندازند.

در امریکا مسئله بیان یک حرف و مسئله اهانت در یک بردار قرار ندارد و دو امر کاملا جدا از هم است. شما اگر در امریکا دزدی یک مقام حکومتی را فاش کنید و در ضمن به او و یا نژاد او اهانت کنید, آن مقام مملکتی بخاطر دزدی محکوم می شود و به عنوان یک مسئله کاملا جدا و بی ربط می تواند بر علیه شما بخاطر اهانت به نژاد او شکایت کند. اهانت نیز تعریف شده است و برای همه انسانها یکسان می باشد و اینطوری نیست که اگر فرماندار بود اشاره به چشم و ابروی وی اهانت محسوب شود و اگر یک کارگر بود تجاوز به او هم اهانت محسوب نشود. در ضمن سن و سال و سابقه و مقام و جبروت هم تاثیری در تعریف اهانت ندارد و اگر حرفی برای یک مرد هفتاد ساله اهانت محسوب شود همان حرف برای یک بچه ده ساله هم اهانت محسوب می شود و مجازات یکسانی دارد.

من دیگر باید بروم.

۲۷ نظر:

  1. می تونم بگم که این چند وقت خیلی ازت یاد گرفتم؛ چیزهایی که انجام دادنشون واقعا سخته! به خصوص تو این جامعه
    البته می دونم برای خودت هم سخته و بعضی مواقع ناممکن

    چارچوب انسانی

    پاسخحذف
  2. آرش تو کارت درسته
    برای من مهم نیست ایرانی هستی یا نه
    اما مسلماانسان خوب و معنوی هستی حتی اگه گاهی ...شعر بنویسی که این طبیعت انسان است و اگر جز این بود فکر میکردم ممکنه امام زمان باشی (!) و اونموقع مطمئن باش وبلاگت رو برای همیشه ترک میکردم

    همین که با تمام خوب و بدت خودت رو عرضه میکنی بنظرم کار بزرگی است

    موفق باشی

    پاسخحذف
  3. هرکس تحمل دیدن دیگری رو نداره میتونه مشکل رو در خودش جستجو کنه، نوشتن کامنتهای بیهوده رو کنار بزاریم و ببینیم چقدر میتونیم مفید باشیم

    پرده های ابهام و سنت گرایی رو کنار بزنید، شاید اونچیزی که فکر میکردیم درسته، واقعا درست نباشه

    پاسخحذف
  4. آرفرین آرش
    فوق العاده بود

    پاسخحذف
  5. سلام آرش جان شما کاملا درست میگی از بهترین نمونه های دموکراسی چند صدایی و ساختارهای رسانه ای پورولاریستیک میشه به بی بی سی فارسی اشاره کرد که مثلا در برنامه نوبت شما این موضوع کاملا مشهوده که مردم از هر طیفی با هر غقیده ای و یا از هر قومی شنیده میشن حتی اگه به بی بی سی فحش بدن.البته طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر ترویج تبعیض نژادی و برده داری و خشونت نامشروعه و چنین صداایی نباید شنیده بشه بنابراین دولتمردان امریکا قانونا نباید اجازه بدن تا ا.ن که منکر هولوکاست و یک مروج نژادپرستی هست در سازمان ملل که نماد برادریه حرف بزنه.

    پاسخحذف
  6. مردی از سرزمین خورشید۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۰۳

    آرش جان سلام
    از این جملت خیلی خوشم آمد"
    اشتباه دیگری که ما معمولا دچار آن می شویم این است که حق بیان و اهانت را در یک بردار قرار می دهیم "
    مثل محمود که به باراک جان بی احترامی کرد
    یا به انگلیسی ها گفت بی فرهنگ عالم آدم می دونن انگلیسی ها تو فرهنگ چیه
    بعلاوه آزادی بیان با حفظ شعور و شخصیت و از همه مهمتر با منطق معنا پیدا می کنه نه با بی ادبی جسارت.
    مرسی از نوشته خوبت

    پاسخحذف
  7. بابا اینقدر جوگیر نشو امریکا کشور وکلا ست هر کاری کردی اگه پول داشتی وکیل حلش میکنه در ضمن تو ایران جوان 20 ساله به پدر مادرش نمیتونه چیزی بگه؟ ایران الان فرزند سالاریه اینجوری هم که شما میگی نیست صرفنضر از حکومت جامعه داره پیشرفت میکنه شاید اهسته اما به مرور با توجه به هنجارهای ایرانی شرقی

    پاسخحذف
  8. ولی قبول داری بعضی ها تو کامنتاشون اهانت می کنن.مسخره کردن ، دست انداختن و ... انتقاد نیست !

    پاسخحذف
  9. امام صادق: هنگامیکه پیغمبر زاده شد، چند روزی بدون شیر بسر برد و ابوطالب او را به پستان خود گرفت، الله در آن شیری را فرستاد و (محمد) از آن چند روزی نوشید، تا ابوطالب حلیمه‌ی سعدیه را یافت و (محمد را ) تحویل او نمود. (اصول کافی/ کتاب الحجه/ باب مولد النبی و وفاته)

    پاسخحذف
  10. چیزایی که آرش خان تو اینجا می نویسی خیلی بهتر از صدتا کتاب و مجله و کانال تلویزیونی اثر می کنه

    پاسخحذف
  11. آرش جان ، بازم طبق معمول از پستت لذت بردم و توی این تاریکی شب و موقع خواب احساس می کنم بحث مفیدی رو خوندم و بیخودی بیدار نمونده بودم.
    مرسی ، مرسی ، از این پستات که فرهنگ ایرانی و آمریکایی رو مقایسه می کنی خیلی لذت می برم.
    می شه برای پست بعدیت یه پیشنهاد بکنم ؟ تو که اینقدر این دو فرهنگ رو مقایسه می کنی می شه واکنش آمریکایی ها رو در برابر لهجه انگلیسی ایرانی ها و کلاً غیر آمریکایی ها برامون بگی ؟ آخه وقتی یک ایرانی با یک خارجی روبرو می شه که فارسی رو با لهجه (مثلاً لهجه انگلیسی) صحبت می کنه براش شیزینه و خوشش میاد (معمولاً) اما آمریکایی ها وقتی با یک ایرانی روبرو می شن که انگلیسی رو با لهجه فارسی !! صحبت می کنه یا کلاً کلمات یا استرس اونا رو اشتباه تلفظ می کنه چه عکس العملی نشون می دن ؟ من خیلی خیلی مشتاقم راجه با این موضوع یک پست پروپیمون بنویسی ، می شه لطفاً ؟

    پاسخحذف
  12. امام صادق چیه آرش کامنت رو پاک کن بحث اهانت به مذاهب را نداز
    فورن این کامنت پاک کن تو کی هستی درومورد پیامبر خدا نظر می دی
    آرش این پست پاک کن فورا این وب لاگ مهاجرتیه نه چیز دیگه.

    پاسخحذف
  13. doostan azize khaheshan dar morede mazaheb sohbat nakonid .to khod america ham kasi jorat nadare be masihiyat ehanat kone

    پاسخحذف
  14. ای عامل استکبار و مفسد فی الارض (جدی نگیری(; )
    پست خوبی گذاشتید
    خصوصا موشکافی فرق بین تحمل شنیدن و آزادی بیان
    این از نکاتی هست که ازش خیلی سوء استفاده می شه.
    و به بهانه خدشه دار نشدن اعتقادات بقیه، ما رو مجبور به نگفتن و انجام ندادن خیلی کارا می کنن(مثل حجا..ب )و در صد زیادی از مردم هم واقعا باور کردند که ما تا حد تحمل بقیه حق حرف زدن و عمل داریم.چون از ابتدا ما با فرق بین آستانه تحمل و حق آزادی آشنا نیستیم.

    راستی من نمونه"فضای باز" وبلاگتو سعی کردم جاهای دیگه تو اینترنت اجرا کنم.گرچه خیلی سخته، خصوصا اینکه من تو یه سایت بزرگ کاملا عربی اونو دارم اجرا می کنم(در مورد موضوع خلیج فارس).این آزادی برای خیلی هاشون تازگی داره ودرکش نمی کنن و به جای استدلال و منطق بیشتر شعار و فحش میدن و حتی مدیر سایتشون مرتب عکسا و اسمامو پاک می کنه.

    شوشو

    پاسخحذف
  15. اون بحث دینی از یک کتاب معتبره(نزد بعضی ها)
    چرا ناراحت می شید؟
    گرچه برای فیلتر نشدن بهتره این بحثا رو نکنیم یا لاقل تو نوشتن رمز نگاری کنیم کلمه ها رو

    پاسخحذف
  16. دو نکته من باب یادآوری
    1-مثل اینکه تا وبلاگت ف یل ت ر نشه دست بر دار نیستی؟ببین از پست های اولی تا حالا یه روندی را داری طی می کنی که در نهایت به ف ی لتر کامل وبلاگ منجر می شه حالا از ما گفتن.
    2-این حرف که آزادی بیان باید مطلق باشه از اساس باطله چون خودت فکر کن ببین تودنیای خدا غیراز خودش هیچی مطلق داریم .

    پاسخحذف
  17. به نظر من ، شاید جامعه ما دمکراسی سیاسی واقعی رو در آینده ای نزدیک تجربه کنه ولی تا رسیدن به دمکراسی اجتماعی قرنها فاصله داره.
    به سه علت :

    1-تابوهای واهی مسلط بر افکار جامعه
    2-ورود مذهب در امورات جامعه
    3-فقر فرهنگی جامعه

    اگه این سه مورد حل نشه ، وضع از این هم بدتر خواهد شد. مثال مهم مورد اول در همین وبلاگ اتفاق افتاد و محدوده های ادب ایرانی و کامنتهای اون، چنان فشاری را بر این جامعه کوچک اینترنتی وارد کرد که ممکن بود صدای این وبلاگ رو خاموش کنه. اگه ما نمی خواهیم در مورد بعضی مسایل صحبت بشه و آنرا خلاف ادب و فرهنگ ایرانی می دانیم دلیلی بر این امر نخواهد بود که نویسنده را ترغیب کنیم از این گفته ها پرهیز کنه. وقت آن رسیده که محدوده قرمز تحمل ، محدوده قرمز ادب ایرانی و کلا محدوده قرمز بعضی از سنتهای خشک ایرانی رو نه اینکه از بین ببریم و یا لگد مال کنیم ، بلکه اندکی آنرا وسیعتر کنیم. تا جا برای تحلیل ناهنجاری های جامعه وجود داشته باشه.

    پاسخحذف
  18. دوستان عزیز, راستش من اصلا نمی دانم هدف کامنت گذار گرامی از آن جمله چه بوده است ولی در اینترنت آن را یافتم و این جمله در کتاب اصول کافی وجود دارد. البته با اینکه این کتاب یکی از مراجع معتبر روائی شیعه محسوب می شود ولی به اعتقاد اکثر علمای اهل تشیع بسیاری از احادیث آن غیر واقعی است و قابل استناد نمی باشد. بنابراین هیچ توهینی به کسی صورت نگرفته است و اگر هم باشد از جانب آن کتاب است نه نویسنده. ولی نظر شخصی من هم این است که تا جای ممکن به مذهب, اعتقادات,نژاد و جنسیت یکدیگر احترام بگذاریم.

    پاسخحذف
  19. dafe akhare ke too in weblog bahse dini mishe
    osool kafi ya har kas dige be mohajerat cherabti dare
    hanooooooz afradi ke mian in ja sardar in weblogo nadidan
    ke neveshte"این سایت شامل خاطرات و تجربیات شخصی از مهاجرت به کشور امریکا است. اگر قصد دارید به این کشور و یا کشور کانادا مهاجرت نمایید, شاید خواندن مطالب این وبلاگ به شما کمک کند."nachize dige
    offtad?

    پاسخحذف
  20. دوستان عزیز
    من هم با نظر آرش موافقم
    به دین و نژاد دیگزان کاری نداشته باشید

    پاسخحذف
  21. I suppose freedom of speech never have a meaning such as anarchy.Had better that our buddies concentrate and focus on the main topic of posts and present their opinions in correspondent section ,which had been prepared for them.Never expect an objective and effective speech in LONDONs HIDE PARK!!!.Dear Arash I think you should conduct the communication,even in a free space.

    پاسخحذف
  22. آرش خیلـــــــی بامرامی دوستت دارم شدیــــــد به مدت مدیــــــــد !

    پاسخحذف
  23. این بخش سوال دونی رو مثل قبل کنی خیلی بهتره هرکی نتونه سوال نویسه

    پاسخحذف
  24. اون کامنت امام صادق عالی بود هرکی اونو گذاشت واقعا دستش درد نکنه
    من با اینکه هیچ اعتقادی به اسلام و مسلمین ندارم اما همیشه به عقاید مذهبی مردم احترام میذارم
    کسانی که بهتون برخورده شما این مساءل روهم درنظر بگیرید همه مردم تو ایران از موقعی که به دنیا میان این اعتقادات رو به زور تو مغزشون میکنن از همون اول تو مدارس مرگ بر امریکا رو تو مخ بچه ها میکنن میگن مردم ایران با اغوش باز اسلام رو پذیرفتن در صورتی که اصلا این طور نبوده یه نمونش رو بگم که ارتش اسلام به فرماندهی امام حسن و امام حسین تمام مردم طبرستان رو کشت (کتاب مقدمه ابن خلدون میتونید تو گوگل سرچ کنید ) عرب ها ایران رو به زور شمشیر گرفتن و اگه تاریخ رو بدون سانسور بخونید میببینید که این قوم به جز بدبختی برای ایران هیچ چیز نداشته. اگه بعد از حمله مغول به ایران اونا دین واعتقاداتشون رو به ما تحمیل کرده بودن الان ما تو کتابا می خوندیم که مردم ایران با اغوش باز قوم مغول رو پذیرفتن.
    اون خشکه مذهبی ها لطفا چشماشون رو باز کنن ببینن چه بلایی به سرشون اومده اون کامنت هم کاملا واقعی هست و توهین نیست مثل کشته شدن مردم طبرستان (مازندران), مثل این که تو قران اومده مرد میتونه زن رو بزنه, مثل اینکه زنها تمام حقوقشون نصف مردهاست(بعد میگن زن تو ایران کرامت داره).
    بازم میگم من و اون کسی که اون کامنت رو گذاشته هیچ توهینی به اسلام نکردیم اینا و بسیاری مسائل دیگه که اینجا جاش نیست واقعیته و اگه کسی ناراحت بشه باید یه فکر اساسی برای خودش بکنه, دیگه وارد مسائل سیاسی نمیشم دیگه خودتون می دونید چه خبره.
    از کسانی که دوست دارن تو این وبلاگ مسائل مذهبی نباشه هم عذر می خوام ولی دست خودم نبود باید اینارو می نوشتم
    به امید روزی که ایران ازاد بشه

    پاسخحذف
  25. سلام حالا این حرف رو ول کن...! می تونی تو یه پست توضیح بدی چرا کلا کانادایی ها درباره ی آمریکایی ها نظر مساعدی ندارن؟ خودت با این موضوع موافقی? نظرت خودت چیه؟

    پاسخحذف
  26. چرا نباید درمورد مذهب صحبت کرد؟؟؟ درمورد واقعیت های یک مذهب حرف زدن میشه توهین؟؟؟ همین میشه که آدمها از 1400 سال پیش تاالان به یک چیز معتقد می مونن و بعد از مدتی اون چیز دیگه هیچ محلی از اعراب نداره ولی همچنان همه بهش معتقدند! باید حرف زد و اونهایی که پذیرنده حق هستند رو به چالش کشید تا کم کم مردم دست از سر دین و دین دست از سر مردم برداره.تا کی به این تعصب و جهالت می خواین ادامه بدیم؟؟؟تاکی می خواین هزارو یک مساله که واضحا در دین هست و با هیچ عقل سلیمی مطابقت نداره به هزار و یک ترفند توجیه کنید؟؟؟ فقط چون می ترسید بی دین باشید.از خودتون و از کنترل خودتون بر خودتون و از اخلاقی بودن خودتون بدون اجبار و تهدیدهای دین می ترسید.

    پاسخحذف

لطفا اگر سوال مهاجرتی دارید به تالار گفتگوی مهاجرسرا که لینک آن در پایین وبلاگ است مراجعه نمایید.
اگر جواب کامنت ها را نمی دهم به خاطر این نیست که آدم مهمی هستم و یا کلاس می گذارم و قیافه می گیرم بلکه فقط به خاطر این است که اعتقاد دارم آنجا متعلق به خوانندگان است و بدون دخالت و تصرف من باید هر چیزی را که دلشان می خواهد بنویسند.