۱۳۹۰ آبان ۱۹, پنجشنبه

یک شب در اورژانس بیمارستان


امروز اتفاق عجیبی افتاد و وقتی که چشمانم را باز کردم و به ساعت نگاه کردم با کمال تعجب دیدم که ساعت ده صبح است و من تازه از خواب بیدار شده ام. هر کاری که کردم به عقلم نرسید که چرا من صدای رادیو را نشنیده ام و خواب مانده ام آن هم به مدت سه ساعت. خلاصه زود پریدم و کارهایم را انجام دادم و بیشتر در این فکر بودم که مبادا جلسه ای در صبح داشتم و یا کسی سراغ من را گرفته باشد. وقتی که از کوچه فرعی وارد اتوبان شدم تا در خروجی بعدی خارج شوم دیدم اتوبان شلوغ است و تعجب کردم که چرا این موقع روز اتوبان ترافیک دارد. تازه آن موقع به ساعت ماشین نگاه کردم و دیدم که ساعت هفت و پانزده دقیقه است! برای همین من الآن حدود یک ساعت و نیم زودتر از وقت معمول به سر کار آمده ام. دیشب هم یک اتفاق دیگری افتاد که سر از بیمارستان در آوردم و خیلی ترسیده بودم. وقتی عصر رفتم خانه همخانه ام داشت به کلاس زبلانش می رفت و معمولا حدود یک ساعت زودتر از خانه راه می افتد و پیاده به آنجا می رود. من طبق معمول گفتم که اگر بخواهد می تواند یک دقیقه او را برسانم ولی او گفت که هوا خوب است و می خواهد قدم بزند. من هم لباسم را عوض کردم و جلوی تلویزیون تلپ شدم و بعد غذایم را گرم کردم و خوردم. داشتم بر روی کاناپه غذایم را هضم می کردم که تلفن خانه زنگ زد و دیدم که شماره آن تبلیغاتی نیست و برای همین به آن جواب دادم. همخانه ام گفت که من زیاد حالم خوب نیست و از من خواست که اگر زحمت نمی شود بروم دنبالش. صدایش عادی بود و من گمان کردم که شاید مثلا سرما خورده است و یا پایش خسته شده است ولی از طرف دیگر چون می دانستم که او بیخودی زنگ نمی زند یک مقداری شک کردم و بلافاصله شلوارم را عوض کردم و از خانه خارج شدم. وقتی که چند چهارراه آن طرف تر به او زنگ زدم که کجا است دیدم اصلا نمی تواند صحبت کند و گفت که فقط زودتر خودت را برسان. من طبق معمول وقتی که هول می شوم خیلی خنگ و گیج هم می شوم و حتی راه خانه خودم را هم گم می کنم برای همین از جلوی او گذشتم و او را ندیدم در حالی که او روی زمین افتاده بود و حتی نمی توانست تکان بخورد. خوشبختانه من متوجه شدم که او را رد کردم و از کوچه بغلی خودم را به او رساندم.

وقتی او را پیدا کردم یک زن و مرد مکزیکی بالای سر او بودند و من هم فلاشر ماشین را روشن کردم وآن را در کنار خیابان گذاشتم و به سمت او رفتم. او گفت که تمام بدنش بی حس شده است و اصلا نمی تواند راه برود و از درد هم به خود می پیچید. آن زن و مرد کمک کردند که او را بلند کنیم و به عقب ماشین بگذاریم و کیفش را هم به من دادند و من تنها کاری که به عقلم رسید این بود که او را به بیمارستانی که چند چهارراه آن طرف تر بود برسانم. او خیلی حالش بد بود و مدام می گفت که من دارم می میرم و من هم فکر کردم که آپاندیسش پاره شده است و برای همین وارد اتوبان شدم و با سرعت زیاد از خروجی که به بیمارستان می رفت خارج شدم. او همچنان از درد به خود می پیچید و می گفت که دیگر نمی تواند تحمل کند و دارد می میرد و من هم خیلی ترسیده بودم وقتی از اتوبان خارج شدم دیدم چراغ قرمز شد و ماشین های مسیر متقاطع راه افتاده بودند. من که فلاشرم روشن بود بوق زدم و به سمت آنها رفتم و آنها هم ایستادند تا من رد شوم. آنها تا متوجه شدند که من یک مورد اورژانسی دارم سریع راه را برای من باز کردند و من هم به خیابان بیمارستان وارد شدم و داخل بیمارستان شدم. زود به داخل ساختمان پریدم و گفتم که یک مریض بد حال دارم و آنها هم گفتند که باید به بخش اورژانس که در پشت ساختمان است بروی. من دوباره به سمت ماشین دویدم و با کمی گیج بازی خودم را به اورژانس رساندم. همخانه ام هم می گفت که من دیگر نمی توانم تحمل کنم و دارم می میرم و گهگاهی هم هذیان می گفت که من را ترک نکن و من را تنها نگذار و من دارم می میرم و از این حرف ها. من زود داخل بخش اورژانس دویدم و گفتم که یک مریض بد حال دارم که نمی تواند حرکت کند. مسئولی که پشت باجه بود اول گفت خونسردی خودت را حفظ کن و بعد گفت که ماشینت را ببر جلوی در بعدی که مخصوص آمبولانس است. من دوباره به سمت ماشینم دویدم و آن را به جایگاه آمبولانس بردم و دیدم که یک خانمی با ویلچر سریع خودش را رساند. من که ترسیده بودم در عقب را باز کردم و آن خانم او را از ماشین بیرون کشید و بر روی ویلچر گذاشت. ولی اولین چیزی که به من گفت این بود که چرا خودت او را آوردی و حتما می بایست به پلیس زنگ می زدی. سپس او را به داخل بردند و به او مسکن و سرم وصل کردند و من هم دوباره به بخش بعدی به پشت باجه رفتم و تنها چیزی که از من خواستند آدرس و مشخصات و سن مریض بود. او هم به من گفت که در چنین مواقعی حتما باید به پلیس زنگ بزنی تا آمبولانس بفرستند چون آنها تجهیزات دارند و زود خودشان را می رسانند در حالی که تو ممکن است برای خودت و دیگران هم خطرساز بشوی. ولی راستش من در آن زمان و شرایط تنها چیزی که به ذهنم نرسید این بود که به 911 زنگ بزنم. البته اگر زمانی که در خانه بودم می فهمیدم که حالش اینقدر بد است حتما به پلیس زنگ می زدم چون آنها حتی زودتر از من به او می رسیدند.

خلاصه پس از چند ساعت او حالش خوب شد و با معاینات و آزمایشات مختلفی که کردند متوجه شدند که یک چیزی است که مربوط به امور زنانگی او است و آپاندیس نبود و در ضمن چون از درد زیاد ترسیده بود باعث شده بود که حتی نفس کشیدن هم برای او سخت شود و بدنش هم بی حس شود. بعد هم دکتر آمد و به او اجازه مرخصی داد. همخانه ام هی می گفت که من پول بیمارستان را می دهم و خبر نداشت که وقتی در امریکا یک مریض اورژانسی دارند هیچ کسی هیچ صحبتی از پول نمی کند. و در آخر سر هم ما همین طوری از بیمارستان آمدیم بیرون. البته چند ماه دیگر صورت حساب بیمارستان را به خانه ما می فرستند ولی حتی اگر من یک اسم و آدرس اشتباهی هم می دادم هیچ کسی در رسیدگی به او کوتاهی نمی کرد. به هرحال این اولین تجربه اورژانسی من بود و چون در ایران هم تجربیات مشابهی داشتم باید بگویم که از زمین تا آسمان وضعیت فرق می کند. حالا وقتی که صورت حساب بیمارستان رسید می تواند به اداره سوشیال سکوریتی برود و بگوید که درآمدی ندارد و آنها هم احتمالا به او کمک می کنند ولی گمان نمی کنم که مخارج او بیش از چهارصد دلار شده باشد و به نظر من ارزش دارد. ولی اگر آمبولانس می آمد فقط هفتصد دلار هزینه آمبولانس می شد. کسی که بخواهد در امریکا زندگی کند حتما باید بیمه درمانی داشته باشد اگرنه مخارج درمانی بسیار کمرشکن است و هر کسی از عهده پرداخت آن بر نمی آید. از طرف دیگر هم پرداخت بیمه درمانی بدون داشتن کار هزینه سنگینی است که باز هم پرداخت آن مشکل است. این هم از ماجراهای جدید من. بقیه داستان آبدوغ خیاری را هم بعدا می نویسم.


۲۶ نظر:

  1. سلام

    همیشه اول...


    :)

    پاسخحذف
  2. خدای من 400 دلار فقط برای یک سرم ؟!!!

    پاسخحذف
  3. آرش ترسیدم در مورد بیمه درمانی بنویس] هزینه هاش و اگه الان بیمه درمانی داشت چه قدر خرج پاش میافتاد.
    ممنونم.
    شهداد

    پاسخحذف
  4. البته فقط سرم نبود بلکه آرامبخش هم به او زدند و آزمایش خون و ادرار و آزمایش اونجا هم از او گرفتند. من فقط هزینه اش را حدس زدم ولی هر زمانی که فاکتورش آمد آن را برایتان می نویسم.

    پاسخحذف
  5. آرش جان چه مرد مهربانی هستی.

    پاسخحذف
  6. مخارج درمانی بسیار کمرشکن در آمریکا که شهرت جهانی داره!

    پاسخحذف
  7. البته بدون یک بیمه بسیار خوب هزینه یک سرم وصل کردن ممکنه ۱۰۰۰ دلار هم بشه. ضمنا بدون بیمه مناسب ویزیت پزشک متخصص هم حدود 300 دلاره!

    پاسخحذف
  8. " احتمالا خدمات درمانی از بزرگترین مشکلات آمریکاست. برخلاف تصور همگانی، و غالبا مهاجرانی که به آمریکا می آیند، وضعیت خدمات درمانی اسف بار است. حتی ضرب المثلی اینجا رایج است که می گویند بهتر است بمیری تا به پزشک مراجعه کنی. اولین مشکل، نرخ بیمه است. در ازای پولی که گرفته می شود، خدمات بسیار کمی ارائه می شود. ارزان ترین بیمه خدمات درمانی در امریکا ماهی 60 دلار است که شرکت بیمه موظف می شود هزینه ی درمان شما اگر بیش از 10 هزار دلار شد را بپردازد. این بیمه در شرایط عادی به درد شما نخواهد خورد. اگر تصادف کنید و آسیب جدی ببینید، این بیمه عصای دست شما خواهد شد. باز هم تا زیر 10 هزار دلار را شما باید یپردازید و هر هزینه ای بالاتر از 10 هزار دلار را شرکت بیمه خواهد پرداخت. یعنی اگر هزینه ی درمان شما 11 هزار دلار شود، شرکت بیمه هزار دلار و شما به شخصه 10 هزار دلار خواهید پرداخت! اگر 40 هزار دلار شود، 10 هزار دلار شما سر جای خود باقیست! البته بیمه 30 هزار دلار باقی مانده را خواهد پرداخت. این بیمه تنها به درد مواقع بسیار اضطراری می خورد و طوری نیست که به شما در آزمایش یا هزینه دارو کمکی بکند.

    کمی که هزینه بیمه ماهیانه را بالا ببری، خدمات تقریبا بهتری دریافت خواهید کرد. با ماهی 100 تا 120 دلار، بیمه ی معقول تری خواهید گرفت.

    سیستم بیمه در آمریکا اینگونه است که شما با شرکت بیمه قرارداد می بندید که چه مقدار پول به ازای هر بار ملاقات با دکتر، اورژانس یا بیمارستان بپردازید. اگر از آن تیپ آدم هایی هستید که دم به دقیقه دکتر می روند، بهتر است پول ماهیانه ی بیشتری بپردازید (مثلا 160 دلار) در عوض به دکتر هر دفعه 5 دلار بدهید( با بیمه ماهی 120 دلار، 20 دلار به ازای هر ملاقات با دکتر باید بپردازید). اگر سن تان بیشتر است و فکر می کنید مجبور شوید به بیمارستان بروید، بهتر است بیمه ای انتخاب کنید که بیمارستان در آن مجانی شود. هزینه ی 2 شب بیمارستان خوابیدن بدون بیمه و فقط تحت مراقبت های اولیه بودن و چند سرم، می تواند برایتان 6 هزار دلار آب بخورد.

    دندانپزشکی در حالت عادی، جزیی از بیمه ای که می گیرد نیست! هزینه خدمات دندانپزشکی هم بسیار بسیار بالاست. به طور مثال ارتودنسی که در ایران تقریبا 2 میلیون تومان است، اینجا بین 6 تا 8 هزار دلار هزینه دارد.

    مشکل دیگر خدمات درمانی آزمایش است. آزمایشی که در ایران و آلمان 100 دلار (رقم معادل) آب می خورد، در آمریکا با بیمه 600 دلار است و بدون بیمه 4200 دلار خرج خواهد داشت. آزمایش خون ( چکاپ ) هم نرخ های ومتفاوتی دارد، با 250 دلار تقریبا می توانید چکاپ خوبی شوید.

    اما شاید اصلی ترین مسئله در مشکلات خدمات پزشکی آمریکا نه هزینه ی آن و نه سیستم خاص آن، بلکه عدم تعهد و مسئولیت پذیری پزشکان به جان انسان ها باشد. موراد بسیاری هر روزه اتفاق می افتد که یک بیمار از ساده ترین خدمات درمانی به دلیل ضعف و ناتوانی مالی باز می ماند. "

    پاسخحذف
  9. اووووه اگه اینا درست باشه ما باید انگلیس رو بذاریم روی سرمون که خیلی چیزاش مجانیه. مثل اینکه باید قید آمریکا رو بزنم چون من از اون دسته آدمایی هستم که برای هر چیزی می رم دکتر اینطوری خونه خراب می شم!

    پاسخحذف
  10. من یه کمی خنگم. میشه بگید چه مشکلی مربوط به امورات زنانگی باعث میشه تا یه همچنی بلایی سر یک نفر بیاد؟

    پاسخحذف
  11. شما آمريكا رو با ايران مقايسه ميكني . مثل اين ميمونه طلا رو با مدفوع بسنجي. متاسفانه مشكل ايران مردمش هست كه مغز ندارند و نفهمن و آخر و عاقبتش هم يا پاكستانه يا كره شمالي.
    ali acc

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. مردم ایران با 2500 سال فدمت شدن مدفوع مردم آمریکا با 100 سال فدمت شدن طلا . وطن دوستی فوران میکنه

      حذف
  12. به ناشناس قبلی

    یک لیوان آب بخور عزیزم!

    پاسخحذف
  13. نتیجه گیری : باید بیمه خوبی برای خانواده درست کنیم فکر میکنم آنجا لااقل تا یک سال اول با آن همه استرس بیماری یاورش استاد باشد

    من فکر نمیکنم خدماتشان زیاد هم گران باشد البته با بیمه وقتی یک شب بیمارستان خوب داخل ایران شبی 500 تومان است اگر با بیمارستان آنجا که به مراتب بهتر از بهترین بیمارستانهای اینجاست مقایسه کنیم میبینیم اینجا گرانتر هم هست من خودم 4 سال پیش تاندون پام پاره شد الان چهارسال میرم دکتر حرف تکراری میشنوم انگار اصلا بلد نیستن چه کار کنند پام سه ماه توی گچ بود از دکتر پرسیدم کی در بیارم بعداز نگاه کردن عکس گفت نمی دونم !!!!!!! بزار یک 20 روز دیگه هم باشه بعداز بیست روز دوباره عکس گرفتم با دقت زیاد یک خط روی عکس پیدا کرد گفت این استخان مچ پات جدا شده باید هر چه سریعنر عمل کنی بعد عکس و به رادیولوژی نشون دادیم گفت خودم خط کشیدم پات طوریش نیست سرم داغ کرد من چهارتا دکتر متخصص رفتم در این چند سال همه هم جزو بهترینها همه هم از اول درگیر بودند ولی شاید به یک شکسته بند توی روستا میرفتم بهتر بود حداقل بعداز نیم ساعت پیاده روی لنگ نمیزدم

    دوستم حساسیت گرفته بود آن هم یک ماه ولی هرسال همین موقع اینطوری میشد بعد رفت دکتر متخصص معروف که از شرش راحت شود دکتر پرسید خیلی وقت گفت چهار سال منظورش این بود که چهار سال هر سال یکماه ولی دکتر بد فرضص کرد بعداز معاینه گفت باید عمل شود والا تا یکسال دیگر هم زنده نمی مانی دوستم خندش گرفت و بی هیچ حرفی آمد بیرون یک حساسیت ساده بود

    یا پزشکان ایران مشکل دارند یا بعضی از پزشکان اعتماد را از مردم گرفته اند من فقط اصلا به پزشکان ایران اعتماد ندارم

    بله این است داستان قضاوت باشما آیا خدمات آنجا گران است در حالی که اینجا بدون انجام دادن کاری چند برابر هزینه آنجا را میگیرند

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. داداش گلم پزشکای ایرانی از ماهرترین پزشکان دنیا هستند بنده سال فبل در بیمارستان میلاد بستری بودم به چشم دیدم که یک شخصی از مالزی برای یک جراحی مغز اومده بود ایران . ما تو ایران همسال دکتر سمیعی کم نداریم . ایران اگر در دنیا در پزشکی اول نباشه شک نکن جزو سه تای اول

      حذف
  14. در ایران برای دروغ پزشکان از آنها خسارت گرفته نمیشود ولی همین دروغها آنها تاثیری روی افراد میگذارد که بیماریشان را شاید تشدید هم بکند

    سازمان علوم پزشکی باید به کارمندان و پزشکانش یاد بدهد دروغ چیز خیلی بدیه

    باتشکر از سازمان علوم پزشکی مربوطه و شرکت مخابرات برای برقراری ارتباط اینترنتی شرکت برق برای تامین الکتریسته کامپیوتر و دیگر دوستان مخصوصا آرش جان

    پاسخحذف
  15. من چندین بار رفتن به بیمارستان و دکتر را در امریکا تجربه کردم و در ایران هم بارها به دکتر رفته ام. البته پزشکان امریکا هم بی ایراد نیستند و خیلی وقت ها در تشخیص بیماری اشتباه می کنند ولی دو مورد وجود دارد که اصلا با ایران قابل مقایسه نیست. اولین مورد این است که سیستم خدمات پزشکی در امریکا طوری است که تا جای امکان از خطای پزشکی جلوگیری می کند و در ضمن همه دکترها در امریکا از سو شدن می ترسند برای همین بیشتر حواس خودشان را جمع می کنند و هر چیزی را چند بار چک می کنند. دوم داروهای امریکا است که اصلا با داروهای ایران که همان مشخصات را دارد قابل مقایسه نیست. مثلا اگر در ایران برای یک مرورد باید پنجاه تا آمپی سیلین 500 بخورید در امریکا با هفت عدد آمپی سیلین 250 مریضی شما خوب می شود. قرص ها مسکن واقعا کار می کند. گمان کنم مواد اولیه داروهای ایران به قول آرش آبدوغ خیاری است و احتمالا ته انبارها و خاکه هایی که می ماند را به عنوان مواد اولیه دارو به ایران می فروشند. شرکت های دارویی همن برای اینکه ورشکست نشوند هر آشغالی را که به عنوان مواد اولیه به آنها بفروشند می خرند. در ضمن خیلی از داروهای خارجی داخل ایران هم یا قلابی است و یا تاریخ مصرف آنها گذشته است و آن را دستکاری می کنند.

    پاسخحذف
  16. آقا اونجا آدمهاي مجرد كجا ميرن واسه سكس ؟ whore house يا جاي ديگم هست ؟ في چنده ؟ خيليا واسه همينا مهاجرت ميكنن ولي روشون نميشه بگن . تو يك سايتم خوندم كه بعضي شهرهاي آمريكا طبق قانون وجود جنده خونه مجاز نيست درسته؟
    ali acc

    پاسخحذف
  17. تو آمریکا بهتون نگفتن که باید دوره درمان با آنتی بیوتیک رو ( معمولا 10 روز ) تا آخر ادامه داد؟! خجالت نمی کشید اطلاعات غلط می دید و با سلامتی مردم بازی می کنید؟!

    پاسخحذف
  18. ali acc تو آمریکا به اندازه کافی ( در واقع خیلی خیلی ... بیشتر از کافی! ) برای امثال تو جنده هست! نگران نباش!

    پاسخحذف
  19. دولت و جامعه آمریکا سر و ته یک کرباسن. یکی از یکی مزخرف تر! صد رحمت به دولت کره شمالی! اون حداقل ادعای بسط آزادی و رعایت حقوق بشر نمی کنه.

    پاسخحذف
  20. احتمالا مدفوع سگ من خیلی بیشتر از آمریکا ارزش داره!

    پاسخحذف
  21. من دانشجو هستم و بزودی به کانادا مهاجرت می کنم.
    (ویزایم حاضر شده)
    اما در نظر دارم که از آنجا به آمریکا مهاجرت کنم.
    (شاید بعد از اینکه سیتیزن شیپ کانادایی ام را گرفتم)
    کامنت گذاشتم که فقط تشکر کنم از شما، به خاطر وبلاگ و وبلاگ نویسی تون که به من و امثال من می تونه تصویر واضح تری از آمریکا ارائه کنه.

    درود بر شما

    پاسخحذف
  22. ممنون آرش خان از نوشته ات. مفید و قابل توجه بود. لطفا ادامه بده .

    پاسخحذف
  23. سلام ، من از اون دوست ناشناس که در مورده قیمته بیمه اطلاعات دادن سوال دارم، من ۳ ماهه بدونه بیمه دارم امریکا زندگی میکنم و دنباله بیمه هستم، ممنون میشم اگر اسمه اون شرکت هارو اینجا ذکر کنن، مخصوصن اونی که مثلان ماهی ۱۲۰ یا ۱۶۰ دلار بود

    پاسخحذف
  24. mishe yeki be man komak kone, har kari mikonam too site mohajersara nemire

    پاسخحذف

لطفا اگر سوال مهاجرتی دارید به تالار گفتگوی مهاجرسرا که لینک آن در پایین وبلاگ است مراجعه نمایید.
اگر جواب کامنت ها را نمی دهم به خاطر این نیست که آدم مهمی هستم و یا کلاس می گذارم و قیافه می گیرم بلکه فقط به خاطر این است که اعتقاد دارم آنجا متعلق به خوانندگان است و بدون دخالت و تصرف من باید هر چیزی را که دلشان می خواهد بنویسند.