۱۳۸۹ فروردین ۹, دوشنبه

شایسته گرایی در امریکا

امروز دوشنبه صبح است و من کمی فرصت پیدا کرده ام که مطلبی را برایتان بنویسم. یک ساعت دیگر باید در یک جلسه آموزشی شرکت کنم و بعداز ظهر هم درگیر کار خواهم بود بنابراین از این فرصت کوچک استفاده می کنم.

قبل از اینکه به بحث شایسته گرایی بپردازیم اجازه دهید که کمی در مورد تفاوت های مفهومی کلمه شایسته در بین مردم کشور ایران و امریکا صحبت کنیم.
در امریکا واژه شایسته و یا واجد الشرایط بر اساس تعاریف مطلق شکل می گیرد و چارچوب آن مشخص است. این قطعیت, ساختار اجتماعی, فرهنگی, سیاسی و اقتصادی امریکا را استوار و نامتزلزل می سازد. استواری زیربنا و پایه های مفهومی, بستری مناسب برای سنجش کسانی است که در فرصتهای شغلی مختلف در جامعه انتخاب شده اند. این شغل ها می تواند مرتبط با امور سیاسی, فرهنگی و یا اقتصادی باشد.

به عنوان مثال در امریکا یکی از معیارهای سنجش شایستگی افراد, راستگویی است. راستگویی مطلق است و به رابطه فامیلی و مصلحت و نژاد افراد کاری ندارد. اگر یک فردی که در امریکا در یک موقعیت شغلی قرار دارد دروغ بگوید, این عمل شایستگی او را از آن شغل سلب خواهد کرد و در نتیجه او از کار خود برکنار خواهد شد. شما نمی توانید با دادن رشوه و یا استفاده از وابستگیهای فامیلی عدم شایستگی را مخفی کرده و یا حتی آن را به شایستگی تبدیل نمایید.

در ایران تعریف کلمه شایستگی نسبی است و شما هرگز نمی توانید معیار ثابتی برای سنجش شایستگی افراد پیدا نمایید. هر عملی که در ایران انجام می پذیرد می تواند با طی مراحلی خاص به یک عمل شایسته تبدیل شود. البته مثالهای زیادی در این رابطه وجود دارد ولی من چند مورد از آن را ذکر می کنم. در ایران تجاوز به یک دختربچه خردسال می تواند شایسته باشد اگر شما قبل از ارتکاب به آن عمل وردهای مورد نیاز آن را خوانده باشید. شکنجه و قتل می تواند شایسته باشد اگر به مقدسات شما اهانت شده باشد. دروغ گفتن می تواند شایسته باشد اگر مصلحت ایجاب کند. دزدی شایسته است اگر درصدی از آن را به حساب بعضی از افراد واریز کرده باشید.

وقتی که تعریف کلمه شایسته در یک جامعه استواری خود را از دست بدهد و تبدیل به یک امر نسبی گردد, افرادی که بعنوان افراد شایسته امور یک جامعه را در دست می گیرند, توانایی لازم را برای انجام آن امور ندارند و در نتیجه ساختار اجتماعی, سیاسی, فرهنگی و اقتصادی آن جامعه قطعیت و استواری خود را از دست می دهد.

حتما شنیده اید که اگر در امریکا یک پدر مرتکب عمل خلاف قانون شود فرزند و یا همسر او این خلاف را به پلیس اطلاع می دهند. ممکن است پیش خود بگویید که عجب آدمهای بی عاطفه ای هستند و یا چقدر نمک نشناس هستند. ولی در واقع این عمل آنها به ساختار فکری آنها بر می گردد. در هیچ کجا از تعاریف آنها ذکر نشده است که اگر خلافکار با شما رابطه عاطفی داشته باشد, خلاف او قابل گذشت است و می توان آن را نادیده گرفت. بخاطر اینکه تعریف قانون و خلاف قانون نیز مطلق است و فرقی میان یک کارگر و یا رئیس جمهور وجود ندارد.

البته رئیس جمهور می تواند از امکاناتش برای پوشش خلافهای خود استفاده کند ولی هرگز نمی تواند خلاف خود را به عنوان یک عمل موجه به جامعه بقبولاند. اگر دروغ بگوید هرگز نمی تواند بگوید که من بخاطر منافع ملی دروغ گفتم. چون چنین چیزی از جانب مردم امریکا غیر قابل پذیرش است. اگر یک نفر در مدرک تحصیلی خود تقلب کند, هیچ قدرتی در امریکا نمی تواند این کار او را ماستمالی نماید و اگر مجازات قانونی داشته باشد حتما اعمال خواهد شد.

در ایران امکان پیاده سازی شایسته گرایی وجود ندارد مگر اینکه قبل از آن واژه شایسته به عنوان یک امر مطلق در جامعه شناخته شود. حمایت از بد برای گریز از بدتر, کاری است که هرگز مردم امریکا انجام نمی دهند زیرا یک فرد بد برای آنها شایسته نیست و مصلحت و منافع موضعی نمی تواند نظر آنها را نسبت به شایسته بودن یک نفر تغییر دهد. در حالی که مردم ایران بارها و بارها دچار این اشتباه شده اند و به راحتی از کنار مواردی که نشانه عدم شایستگی یک فرد است بخاطر مصلحت گذشته اند و البته از نتایج نامطلوب آن هم تجربیات لازم را کسب نکرده اند.

اگر یک روز من مرتکب اشتباهی در کارم شوم که عدم شایستگی من را نشان دهد, مدیر شرکت به من خواهد گفت که با وجود اینکه شما خیلی زحمت می کشید و آدم بسیار خوبی هم هستید ولی بخاطر این عملی که انجام داده اید شایستگی شما برای این مسئولیت شغلی سلب شده است و من مجبور هستم که شما را اخراج کنم. سپس آنها فرد دیگری را انتخاب می کنند که شایستگی این مسئولیت را داشته باشد. این در امریکا یک اصل است و رشوه و پارتی و نژاد و مذهب هم نمی تواند به یک فرد کمک کند که کار ناشایست خود را ماستمالی کند.

من دیگر وقتم تمام شد. شما خودتان این بحث را تکمیل کنید.

۹ نظر:

  1. در ایران تجاوز به یک دختربچه خردسال می تواند شایسته باشد اگر شما قبل از ارتکاب به آن عمل وردهای مورد نیاز آن را خوانده باشید. شکنجه و قتل می تواند شایسته باشد اگر به مقدسات شما اهانت شده باشد. دروغ گفتن می تواند شایسته باشد اگر مصلحت ایجاب کند. دزدی شایسته است اگر درصدی از آن را به حساب بعضی از افراد واریز کرده باشید.

    پاسخحذف
  2. مردی از سرزمین خورشید۹ فروردین ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۰۶

    dude every day better , Good job dear arash you deserve the best
    ------------------------------------------------
    This is our chance to answer that call. This is our moment.
    This is our time - to put our people back to work and open doors of opportunity for our kids;
    to restore prosperity and promote the cause of peace; to reclaim the American Dream
    and reaffirm that fundamental truth - that out of many, we are one; that -----while we breathe,
    we hope---, and where we are met with cynicism, and doubt, and those who tell us that we can't,
    we will respond with that timeless creed that sums up the spirit of a people:
    Yes We Can----
    ---barack husin obama---

    پاسخحذف
  3. agha chert nago dige!tu amrika ham koli melat khalaf mikonan khunevadashon miposhonan ,inke dorogh zeshte tu amrika doroste amma dorghgo ham ziade, tu iran ham hamye in arzesh ha hast maslan dorgh zeshte amma jamee hasasitesh kam shode

    پاسخحذف
  4. aval migi chert nagoo bad khodet migi hassasiyatesh kam shode , hame ja donya khlaf mikonan ma kam arzesh booodan khalaf az khode khalaf badtare mese inke to ghoran neveshte kochik shemordan gonah az gonah badtare

    پاسخحذف
  5. arash jun man 2 bar ray dadama, eshkal nadare ke, ino ke goftam karam shayeste shod? meci az webloget, man hamin chan ruz pish tamum kardam hamasho , residam khate mogadam, karet doros, payande bashi

    پاسخحذف
  6. aza.joon
    ino ezafe mikonam ke bazam mese hame jaye 2nya chizaye bad momkene pish biad ... vali invara kamtare ... darvaghe systeme jame'e va ghanoono adamaye aghel tori 2rost kardan ke inshekli bashe ,,, va ammeye mardom injoorian

    پاسخحذف
  7. سلام.آره خب . متاسفانه! من فكر ميكنم علت اصلي اين مساله هم ديدگاه محدود ماست!
    مثلا يك شركت ژاپني هيچ وقت اين اشتباه رو نمي كنه. چون نگاهش به بازار آمريكا و اروپاست. و ميدونه ادامه پيشرفتش وابسته به نيروي كار قوي و نوآوري اونهاست.

    راستي راجع به سوال در مورد ازدواج: آقا اينقدر برنامه ريزي نكن! برو با چهارتا دختر رفيق شو و ببين دنيا دست كيه! ولي لا اقل قبل از ازدواج حالا كه اونجايي چند تا كلاب و سفر و دختر بازي بكن. ازدواج هم خوبه ولي كمي عشق و حال كه ضرر نداره! قدر نعمت نعمتت افزون كند! اگه به افغانستان هم مهاجرت ميكردي ميشد سريع زن بگيري!

    پاسخحذف
  8. این موضوعوهم از فیلمها وسریالهاشون میشه دید و هم از داستان هاشون. امامنطبق کردن با اون واقعیتجامعه ی غرب توسط شما کار جالبی بود از این نظر که نشون میده ادبیات چطور آینه ی جامعه اس. اما از نوع لغات وترکیباتش هم میشه اینو فهمید. اونجا واژههای مترادف خیلی کم پیدا میشه و معمولا هر کلمه بار معنایی خاصی داره در حالی که اینجا داریم روز به روز بیشتر به سمت مترادفات میریم. راستی واژه ی عامیانه ی شایستگی چی میشه؟ به خاطر کاری که در وبلاگ جدیدم میخوام بکنم پرسیدم:
    www.salvadordally.wordpress.com

    پاسخحذف
  9. درود بر آرش عزيز. اميدوارم اخراج نشي و اگه شدي زودتر يه كار بهتر پيدا كني. اين مسئله شايستگي خيلي جالب بود و مغزم روتكون داد. در ايران متاسفانه موازين اخلاقي هم حتي نسبي شده و بهمين دليل تمام افراد به خودي خود قاضي و مجري احكام هستند. اينه كه سنگ روي سنگ بند نميشه. اون آقا كه ميگه چرت نگو! كمي بد فهميده. در همه جاي دنيا بد و خوب باهم هست منتها فرقش اينه كه چيزي كه بده از نظر همه بده و خوب خوبه. نسبي نگري وجود نداره. مثل نژادپرستي. در غرب وجود داره ولي كسي جرات نميكنه ازش دفاع كنه.
    موفق باشي به ماهم سر بزن

    پاسخحذف

لطفا اگر سوال مهاجرتی دارید به تالار گفتگوی مهاجرسرا که لینک آن در پایین وبلاگ است مراجعه نمایید.
اگر جواب کامنت ها را نمی دهم به خاطر این نیست که آدم مهمی هستم و یا کلاس می گذارم و قیافه می گیرم بلکه فقط به خاطر این است که اعتقاد دارم آنجا متعلق به خوانندگان است و بدون دخالت و تصرف من باید هر چیزی را که دلشان می خواهد بنویسند.