۱۳۹۱ شهریور ۱۶, پنجشنبه

لولو خورخوره


من و اقدامات مقتضی همچنان قربان و صدقه یکدیگر می رویم و احتمالا اگر آن را برایتان تعریف کنم شما بر روی صفحه کلید خودتان بالا می آورید بنابراین از گفتن آن صرف نظر می کنم. وقتی او می گوید جگرت را بخورم من به یاد هند جگر خوار می افتم و او را مجسم می کنم که جگر من را در دستش گرفته است و به آن گاز می زند و در حالی که خون از اطراف دهانش به پایین سرازیر می شود به من نگاه می کند و می خندد. وقتی که بچه بودم از تنها چیزی که می ترسیدم این بود که توسط یک لولو خورخوره خورده شوم. البته الآن می دانم که دیگر در دهان لولو خورخوره جا نمی شوم اگرنه ممکن بود هنوز هم از خورده شدن توسط او بترسم. آخر همان طوری که می دانید لولو خور خوره دندان ندارد و فقط می تواند بچه ها را درسته قورت دهد. من هم این قضیه را نمی دانستم و یک بار به خاله ام که داشت می گفت اگر شیطانی کنی لولو خورخوره می آید و تو را می خورد گفتم که خوب اگر لولو خورخوره بیاید تو را هم می خورد ولی او گفت که من در دهان لولو خورخوره جا نمی شود و او فقط می تواند بچه ها را بخورد. از آنجا بود که فهمیدم دهان لولو خورخوره لااقل از عرض باسن خاله ام گشاد تر نیست چون اگر باسن خاله ام از دهان لولو خورخوره رد می شد بقیه بدنش هم می توانست رد شود. این موضوع را با او در میان گذاشتم و به او گفتم که گمان کنم فقط باسنت از دهان لولو خورخوره رد نشود ولی او ناراحت شد و رویش را برگرداند و به من گفت بی تربیت. من در آن زمان اصلا متوجه نشدم که بزرگ بودن باسن خاله ام چه ربطی به تربیت من دارد و گمان می کردم که او باید خیلی هم از بزرگ بودن باسنش خوشحال باشد چون در غیر این صورت لولو خورخوره می توانست او را هم بخورد. خوب این خاله من منبع دانستنیهای من بود و من همیشه سوال های تمام نشدنی خودم را از او می پرسیدم. ولی بعضی وقت ها نمی دانم چرا سرخ می شد و در جواب سوال های من ناراحت می شد و می گفت بی تربیت. یک بار که با او رفته بودم بیرون یک آقایی به او گفت عزیزم کاست رو بده بلیسم. من هم به خاله ام گیر دادم که کاست رو بده بلیسم یعنی چی؟ اول که باز سرخ و سفید شد و جوابم را نداد ولی پس از سماجت و اصرار بی انتهای من گفت یعنی این که مثلا کاسه ماست را بده بلیسم. گفتم آها مثل کاسه ای که ماستش را خالی کرده باشند و تهش را می لیسی؟ گفت آره. گفتم خوب پس چرا نگفت کاسه ماستت را بده بلیسم؟ گفت خوب ممکنه کاسه ماست باشه ممکنه کاسه آش باشه و یا کاسه هر زهرمار دیگه ای باشه. خلاصه جواب او من را قانع کرد ولی مشکل اینجا بود که من از این عبارت خوشم آمده بود و راه به راه به هر کسی که می رسیدم می گفتم عزیزم, کاستو بده بلیسم! و بعد هم وقتی قیافه هاج و واج و حیران دیگران را می دیدم برایشان توضیح می دادم که منظورم این است که کاسه ماستت را بده بلیسم.

گفتم آمده باشم و یک عرض اندامی کرده باشم و رفته باشم تا شما گمان نکنید که من شما را از یاد برده ام.

۲۲ نظر:

  1. بامزه بود آرش جان . ولی آخرش یعنی چی کاست رو بلیسم؟

    پاسخحذف
  2. وای وای چقدر یه جوریم می شه این جونا حرفای اینجوری می زنن. جیگرتو بخورم اَه اَه اَه
    خو لا مصب تو جونم نیسی دیگه که بگم بذا خوش باشه.

    پاسخحذف
  3. دمت گرم آرش بعد مدت ها یه دل سیر خندیدم و مخصوصا از نظر اول که داده شده

    پاسخحذف
  4. پنجم!!!!!مدال مسی

    پاسخحذف
  5. بی تربیت ...این از طرف خاله ات بود آقا آرش
    میترا

    پاسخحذف
  6. یعنی چی کاست رو بلیسم؟
    حفیفتش اصلا منظور این حرف رو نمی فهمم؟
    یکی نیست توضیح بده؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. از یه خانم سوال کن بهت میگه. فقط مواظب باش چک نخوری!

      حذف
    2. بابا جون تو واقعا جنس مرد هستی. یعنی ک س ت رو بلیسم یعنی آلت زنانگی ت رو بلیسم شیرفهم شدی یا فیلمش رو هم لینک کنم......!!!

      حذف
  7. بعد از مدتها کلی خندیدم نه به خاطر متلک به خاطر نگارشت . من یک زن هستم ولی وافعا تا حالا نه شنیده بودم و نه می دونستم معنی این حرف چیه . حالا هم پیش خودم یک جوری تعبیر و تفسیر چه میدونم معنی کردم.

    پاسخحذف
  8. الف رو از کاست حذف کنيد

    پاسخحذف
  9. من یک نتیجه گیری کردم و اون هم اینه که الان که خیالت راحته تو دهن لولو خور خوره جا نمیشی لابد به دوران اوج خاله جون رسیدی.درسته شیطون؟؟!!!
    البته خیلی دوستت دارم آرش خان و فقط خواستم یه شوخی کرده باشم.
    موفق باشی

    پاسخحذف
  10. کاست رو بلیسم همون مودبانه ی "کست رو بلیسمه".

    پاسخحذف
  11. ای بابا . اینجا چرا قسمت نظراتش +40 سال شد !!!!!!!!!!!!

    شرمنده. ما تو این پست نظر نمیدیم. :D

    پاسخحذف
  12. ...

    خانم معلم: سه تا پرنده هست; یکی را با تیر بزنیم چندتا داریم؟
    حسن: بقیه میپرن....
    معلم: 2تا داریم اما از طرز فکرت خوشم اومد!
    حالا شما یه مساله بسازید....
    حسن: سه تا خانم بستنی میخورن;
    ...یکی لیس میزنه;
    یکی گاز میزنه;
    یکی میکنه دهنش در میاره;
    کدوم شوهر داره؟
    معلم سرخ میشه میگه: اونیکه می کنه دهنش!
    حسن: نه; اونیکه حلقه دستشه ولی از طرز فکرت خوشم اومد

    آينه

    پاسخحذف
  13. يادت مياد گفتي وبلاگت سيستم اينه اي داره خوشم اومد چند تا فحش بدم

    ولي عجب کله خرابي بوديااااااااا

    پاسخحذف
  14. سلام حاج آرش.خب مطلب مهاجرتی نداری درباره زندگی روزمره که اطلاعات داری!میتونی در مورد قیمت گوشت و مرغ . مایحتاج زندگی بنویسی.با مثلا تفریحات در امریکا

    پاسخحذف
  15. یعد از یک سال و اندی یه دفعه یادم بهت افتاد اومدم دیدم به به دل به دل اتوبان زده :)
    دمت گرم کلی خندیدم
    خوشحالم هنوز سر کیفی و احوالت خوبه
    خوش باشی
    ارادتمند لولو

    پاسخحذف
  16. درباره خاطرات خیلی گذشته بنویس موقعی که ایران بودی . اون خاطرات خیلی جذابه

    پاسخحذف
  17. اندر احوالات زبان شناسي اينکه چرا " کاست " بايد جلب توجه کنه:

    کافيه انگشت شست دست را ( يا شصت )را در زير سق زدهان بگذاريد و نگه داريد. بعد کلمه شريف " کاست " را تلفظ کنيد.

    به آنچه که ادا ميکنيد واقف ميشويد.امتحانش ضرر نداره.

    اشکان

    پاسخحذف

لطفا اگر سوال مهاجرتی دارید به تالار گفتگوی مهاجرسرا که لینک آن در پایین وبلاگ است مراجعه نمایید.
اگر جواب کامنت ها را نمی دهم به خاطر این نیست که آدم مهمی هستم و یا کلاس می گذارم و قیافه می گیرم بلکه فقط به خاطر این است که اعتقاد دارم آنجا متعلق به خوانندگان است و بدون دخالت و تصرف من باید هر چیزی را که دلشان می خواهد بنویسند.