۱۳۹۱ خرداد ۱۵, دوشنبه

رفتار نامناسب امریکایی ها با دختران ایرانی محجبه در دانشگاه

بالاخره ماشینم را دیروز عوض کردم و خیالم راحت شد. حالا دیگر یک ماشین ارزان و دست دوم خریدم و می توانم هر چقدر که دلم می خواهد رانندگی کنم. داشتن ماشین گران مثل این است که شما به یک رستوران فوق گران بروید و غذا سفارش دهید. حتی اگر هم پول آن را داشته باشید باز هم لقمه راحت از گلوی آدم پایین نمی رود و پیش خودش می گوید که مثلا با این لقمه که دارم می بلعم در واقع دارم بیست هزار تومان را قورت می دهم. یک فورد اج خریدم که هم شاسی بلند است و هم قدرت موتور خوبی دارد. فقط دوازده هزار دلار بود که پرداخت ماهیانه آن حدود دویست دلار است و تقریبا یک پنجم پرداخت ماهیانه ماشین قبلی من است. حالا می توانم برای ماهی هشتصد دلاری که آزاد می شود برنامه ریزی کنم. رنگ آن هم نوک مدادی است که البته به نظر من سیاه می آید و سال ساخت آن هم دو هزار و هفت است. فقط جی پی اس ندارد که اصلا مشکلی نیست چون می توانم از تلفنم برای پیدا کردن مسیرها استفاده کنم. همه چیز آن کار می کند فقط تنها مشکلی که دارد این است که یکی از سوراخ های آب پاش شیشه جلوی آن گرفته است و باید با سوزن آن را باز کنم. شاید هم شلنگ آن از تو باز شده باشد که به نظر نمی آید درست کردن آن کار سختی باشد. این ماشین تناسب بیشتری با وجنات من دارد چون من نه خودم خیلی پولدار هستم و نه ننه و بابای پولداری دارم و نه آقازاده هستم که بخواهم ماشین به این گرانی سوار شوم. دستم هم که از اختلاس کوتاه بود اگرنه بدم نمی آمد از این پولهای کلانی که اختلاس می شود یک قطره آن هم به دست ما می چکید. خوب چون در ایران متقاضی برای اختلاس خیلی زیاد است طبیعی است که حالا حالا ها نوبت به من و شما نمی رسد. به هر حال الآن احساس بهتری دارم.

قبل از این که به موضوع اصلی بپردازم می خواستم از وطن اللهی های عزیز عذرخواهی کنم که احساسات آنها را جریحه دار کردم. قصد من اصلا اذیت کردن  آنها و یا به سخره گرفتن باورهای آنها نیست ولی احساس می کنم گاهی باید یک لرزه در باورهای استوار انسان ایجاد شود تا در مورد آن گفتگو شود و ببینیم که آیا واقعا استوار بودن آن باور واقعی است و یا این که فقط توهمی است که در ما ایجاد کرده اند. اگر در پست قبلی مثلا می گفتم که کشور افغانستان هیچ دانشمندی ندارد شاید هیچ فردی زبان به اعتراض نمی گشود چون این مسئله هیچ تداخلی با حس وطن پرستی ایجاد نمی کرد. ولی برخلاف وطن اللهی های عزیز من گمان می کنم گفتگو کردن در این زمینه ها به دانش همه خوانندگان اضافه می کند زیرا کامنت ها برای همه آزاد است و هر کسی می تواند نظرات و باورهای خودش را بنویسد تا دیگران آن را بخوانند. در این که مردم ایران هم مثل مردم دیگر نقاط جهان مستعد هستند هیچ شکی وجود ندارد. ما افراد نابغه و نخبه هم زیاد داشته ایم و داریم. ایرانی های زیادی هستند که در دانشگاه های نقاط مختلف جهان درس می دهند و بسیار باسواد و متفکر هستند. ولی همان طوری که یکی از دوستان اشاره کرد تعریف من و شما از دانشمند متفاوت است. مثلا من می گویم که ما در ایران هیچ هتل سه ستاره ای نداریم. ولی شما می توانید لااقل ده تا هتل پنج ستاره در ایران نام ببرید که ده ها جایزه افتخار هم به عنوان هتل نمونه از سازمان گردشگری ایران دریافت کرده اند. مهم ستاره نیست بلکه مهم تعریفی است که شما از رده بندی یک هتل ارائه می دهید. در هیچ کجای دنیا بعید است که در یک هتل سه ستاره شما یک اطاقی را بگیرید که در دستشویی و حمام آن حوله تمیز و صابون نباشد. ولی این اتفاق در هتل های پنج و شش و هفت ستاره ایران بسیار زیاد به چشم می خورد که حتی یک بار اتفاق افتادن آن نیز یک هتل را دو ستاره می کند. بنابراین ما در تعریف کردن و ستاره دادن به خودمان به قول معروف ید طولایی داریم. دوستان عزیز و گرامی و هلوی من دانش و علم در ایران نیز مثل همان هتل ما است. اگر تعریف دانشمند را کمی آبدوغ خیاری کنیم و به جای ده هزار نفر بگوییم صدها هزار نفر دانشمند در دنیا وجود دارد بله در آن صورت حق با شما است و ما هم چندین دانشمند داشته ایم و داریم همان طور که هند و پاکستان و آذربایجان و ارمنستان و عربستان هم چنین دانشمندانی زیاد دارد که بیشتر آنها هم در کشورهای اروپایی و یا امریکا درس خوانده اند. ولی آبدوغ خیاری کردن این تعاریف و کم ارزش کردن ستاره ها هیچ کمکی به ما نمی کند زیرا این کارها فقط برای ما توهم ایجاد می کند و از تلاش ما برای رسیدن به هدفی بالاتر جلوگیری می کند. فراموش نکنید که تعصب نیز در هر زمینه ای ویرانگر است و همیشه مانع رشد می شود زیرا تعصب روند طبیعی اندیشه را بر هم می زند. حالا فرقی هم نمی کند که یک نفر حزب اللهی باشد یا سبز اللهی باشد یا وطن اللهی باشد و یا چه می دانم ورزش اللهی و غیره باشد.

ولی می خواستم در مورد یک موضوع دیگری صحبت کنم که با یک ایمیل به ذهنم رسید. یکی از دختران عزیزی که برای یک دوره تحصیلی به یکی از دانشگاه های امریکا رفته است ایمیلی برایم فرستاد و از رفتار زشت و زننده برخی از امریکایی ها با خودش گلایه داشت و از من می پرسید که برای چه آنها چنین رفتاری را با او دارند. خود او نمی دانست که این نوع برخورد امریکایی ها به خاطر محجبه بودن او است و یا این که اصولا امریکایی ها با ایرانی ها بد برخورد می کنند. او می گفت که یکی از استادها حتی در موقع حرف زدن به او نگاه نمی کند و رویش را بر می گرداند و یا اگر در خواستی از او داشته باشد طفره می رود و یا بهانه ای می آورد. پیش خودم گفتم شاید بد نباشد که شما هم در این مورد گفتگو کنید و نظرات خودتان را بنویسید. راستش باید اعتراف کنم که خود من با تمام احترامی که به عقاید و نوع پوشش شخصی یک نفر دارم ولی همیشه در ارتباط با یک خانم محجبه مشکل داشته ام. هیچوقت یاد نگرفتم چگونه باید برخورد کنم که به او و یا غیرت برادر و پدر و شوهر او برنخورد. بنابراین همیشه سعی کردم از آنها فاصله بگیرم تا برای خودم دردسر ایجاد نشود. چند سال پیش یک روز به خانه مادر بزرگم رفته بودم که زنگ در به صدا درآمد و چون پای مادربزرگم درد می کرد من به حیاط رفتم و در را باز کردم. دیدم یک خانم محجبه ایستاده است و در حالی که به دیوار نگاه می کند یک چیزهایی زیر لب می گوید که من متوجه نمی شوم. من به محلی در دیوار که او داشت با آن صحبت می کرد نگاه کردم و بعد آمدم تو و در را پشت سرم بستم. وقتی مادربزرگم پرسید که بود گفتم نمی دانم یک نفر یا گدا بود یا خل و چل بود داشت با دیوار صحبت می کرد من هم وسط حرفش در را بستم و آمدم تو. مادر بزرگم به حیاط رفت و دید که زن همسایه بود که ظاهرا با او کار داشت. اصولا من بلد نیستم و نمی دانم که اگر مثلا یک نفر به دیوار نگاه کند و حرف بزند من باید چکار کنم. آیا من هم باید به همان نقطه از دیوار نگاه کنم و حرف بزنم و یا باید به یک طرف دیگر نگاه کنم و یا این که آیا امواج صوتی من باعث تحریک جنسی و در نتیجه گناه می شود یا خیر. بنابراین همیشه در مواجهه با این عزیزان راه خودم را کج کرده ام و از یک طرف دیگر رفته ام. یا یک بار با خانواده به مهمانی رفتیم و خوب چندین نفر غریبه آنجا بودند و طبق معمول وارد شدیم و با همه دست دادیم و وقتی دستم را به طرف یکی دراز کردم او گفت ببخشید من با آقایان دست نمی دهم. من هم دستم را آوردم پایین و گفتم به درک که دست نمی دهید و تا آخر مهمانی نه به آن خانم نگاه کردم و نه اصلا به سمت او رفتم و هر جایی که می رفت من به سمت دیگر اطاق می رفتم.

حالا وقتی که من خودم را ایرانی می دانم و با ایجاد ارتباط با یک خانم محجبه ایرانی مشکل دارم چه انتظاری می شود از یک امریکایی داشت که هزاران داستان مختلف در این مورد شنیده است. شاید اصلا گمان کند که اگر با یک خانم محجبه صحبت کند و یا به او نگاه کند برادر آن خانم شب به سراغش می رود و گلویش را بیخ تا بیخ می برد. البته در کالیفرنیا وضع برای خانم های محجبه بسیار بهتر است و در سنفرانسیسکو و یا برکلی حتی زن هایی هستند که نقاب به صورت می زنند و با همین ظاهر در جامعه زندگی می کنند. البته ممکن است آنها هم مشکل داشته باشند و من خبر ندارم چون من هیچ وقت هیچ ارتباطی با آنها برقرار نکردم که بتوانم مشکلات آنها را درک کنم. ولی من از آن دوست بسیار عزیزی که از رفتار امریکایی ها گله می کرد یک سوال پرسیدم و آن سوال این است که یک لحظه پیش خودتان فرض کنید که یک امریکایی با پوشش سنتی و عادی خودش بخواهد در مملکت ما راه برود و یا در دانشگاه درس بخواند. چه اتفاقی ممکن است برای او بیفتد؟ من صد در صد با رفتار تبعیض آمیز مخالف هستم و آن را زشت می دانم و نوع پوشش هر کسی به خودش مربوط است ولی آیا در این زمینه ها رفتار ما بهتر است و یا امریکایی ها؟ به نظر من امریکایی ها در زمینه برخورد با نژاد, فرهنگ و مذهب های مختلف بسیار بهتر از ما هستند و ما باید در کنار ایراد گرفتن و محکوم کردن این گونه تبعیض ها, تعصبات ملی و مذهبی خودمان را کنار بگذاریم تا بتوانیم ایرادهای خودمان را بهتر ببینیم و در جهت بهبود آن تلاش کنیم.

حالا میکروفن خدمت شما!

۸۲ نظر:

  1. آرش وطن الهی دیگر چیست؟ داری میزنی جاده خاکی برادر گرامی، شما یک تعریفی از دانشمند کردی که مثلا چقدر سابقه داشته باشد چقدر تحقیق کرده باشد چقدر بهمان باشد و بعد گفتید که حتی یک دانشمند هم نداریم. بعد من و سایر دوستان برای شما مثال آوردیم که مثلا دکتر حسابی یا به قول یکی از دوستان دکتر علی جوان. ببین با کلمه وطن الهی گفتنت خیلی مرا عصبی کردی و دقیقا مرا یاد سلطنت طلبان لس انجلسی انداختی. همان هایی که خیلی ازشان بدت می آید و راه به راه بهشان متلک میگویی.
    برادر روشنفکرالهی قبلا هم به تو گفتم که من وطن پرستم فرق آن را با نژاد پرستی هم خیلی خوب میدانم. حالا شاید تا به حال پایمان را از ایران بیرون نگذاشته باشیم و مثل شما فرنگ را ندیده باشیم.
    حداقل برای اولین بار کاملا بی منطقی را در نوشته ات می بینم.
    همان جور که قبلا گفتم امیدوارم به راه راست هدایت شوی:)

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. عصبی نشو ای به قربانت بگردم. من شما را همین طوری که هستی دوست می دارم :)

      حذف
    2. من هم وبلاگ شما و هم خود شما را دوست دارم. ولی دلیل نمی شود از شما انتقاد نکنم و حرف بی منطق شما را گوش زد نکنم. شما خودت پیش قدم شو و یکی از دانشمندان امریکایی را به ما معرفی کن به همراه کارهایی که کرده تا ما نادانان بفهمیم دانشمند یعنی چه.

      حذف
    3. راستش من بین لیست همه دانشمندان نتوانستم هیچ امریکایی را پیدا کنم چون همه آنها ایرانی بودند :)
      ولی جدا از شوخی, حالا گیریم که دانشمند هم داریم. ولی اصل گفتگوی من این بود که ما در کشور خودمان هیچ بستری برای دانشمند پروری نداریم. اگر هم کسی دانشمند شده است از صدقه سر کشورهای دیگر است نه کشور ما. به هر حال همیشه چند نفر هم استثنا پیدا می شود.

      حذف
  2. يازده و نيم شبه و الان دارم از خيابونهاي پايين شهر ميام!
    تو يك خيابون 2 كيلومتري كه يك مسير رفت داره و يكي برگشت يك رديف كاملا ماشين پارك شده و خيابون هم خيابون دو طرفه هستش!من تو اون محله ها بزرگ شدم و مي دونم اين جور جاها ممكنه تا وسط كوچه بيايي و از روبروت هم ماشين بياد و شما يا طرف مقابل بسته به ميزان سيبيلي كه داريد مجبوريد كل خيابون رو دنده عقب بريد يا برينيد فرقي نمي كنه هر كدو راحتتري!
    خلاصه تو اون خيابون با سرعت 30 تا مي رفتم كه ديدم يك نيسان آبيه دو لنگش رو انداخته تو پياده رو و دو لنگ ديگش رو آسفالته!خدايا الان از عقب و جلو ماشين مياد و ...
    اون ته يه نور ديدم كه مي خواد وارد خيابوني كه توش بشم بشه و خيابون بسته بشه كه گازوبستم به كون ماشين و بقيليهام همه كپ كرده بودند و به خيال كيري خودم فكر كردم از كنار ليسان گذشتم ولي كون ماشين نازنينم به كون گهي اون نيسان تخميه گرفت و به گا رفت!
    حالا تو اون خيابون بايد يه جاي پارك پيدا مي كردم كه پيدا كردم و سه سوته بايد دوبل مي زدم كه تا اينجاش هم خوب بود!
    بدش اونجا بود كه وقتي مي خواستم از پارك بيام بيرون به علت كمبود جا و آدمهاي فراون كم مونده بود يكي رو زير بگيرم و اين دفعه خوده به گار برم!
    شرمنده نامربوط كس شعر تلاوت كردم مثل هميشه
    ولي چون خاطرت رو خيلي مي خوام گفتم بيام يه درد دلي كنم و سبكتر بشم و هم اينكه عروسي توي كون جنابعالي رو شاهد باشم كه به زندگيت اميدوارتر ميشي و يه جورايي خدار رو شكر مي كني كه اينجا نيستي و اون حس درد فلان چيز دوايش آتش است درت فروكش مي كند!
    شب به خير
    دوست دارم
    يه معلم بي چاك و دهن:)

    پاسخحذف
  3. اول ممنونم که به این جریان اشاره کردید مثال هتل رو هم قبول دارم اما آرش جان چی باعث شده که خودتو در این مقام بدونی که یه تعریف از دانشمند ارائه بدی شما نه تجربه حرفه ای اکادمیک داری نه تحصیلات .
    برای مثال پروفسور لطف علی زاده که نظریه فازی رو ارائه کرد کلا یه شاخه جدید رو تعریف کرد تو علم کامپیوتینگ ، دقت کن پسرم دقت کن .. !

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. اختیار دارید قربان, همه ساله قبل از اینکه لیست دانشمندان جهان را چاپ کنند آن را برای تایید پیش من می آورند!
      ولی باز جدا از شوخی, اتفاقا ایشان در سنفرانسیسکو زندگی می کنند و من هم چند بار او را از نزدیک دیده ام.
      ولی ناگفته نماند که ایشان حدود هفتاد سال است که در امریکا زندکی می کند!

      حذف
    2. آرش جان سلام کم کم داری نرم می شی
      اولش گفتی توی قرن های متمادی اصلا از نژاد ایرانی دانشمند نیست.(مخالفم)
      بعدش گفتی ایرانیا کلی زور بزنن می شن مدیر داخلی یه شرکت.(مخالفم)
      گفتی آمریکایی ها روی یه آدم با نژاددیگه سرمایه گذاری نمی کنن.(مخالفم)
      حالا می گی:
      نه ایرانیا هم مثل سایر ملل استعداد دارن(موافقم).
      بستر رشد توی ایران نیست.(موافقم)
      حالا خودت می گی پرفسور لطفی زاده از نژاد غیر آمریکایی (هرچند 70 ساله آمریکاست) و توی آمریکایی ها روش سرمایه گذاری کردن.(موافقم)

      حذف
    3. خوب گفتگو برای همین است که آدم چیزهایی را یاد بگیرد و نظراتش به هم نزدیک تر شود. البته من اصلا برایم مهم نیست که چند نفر دانشمند داریم یا نداریم. هدف اصلی من از مطرح کردن موضوع همین نبودن بستر دانش اندوزی در کشور ایران و اشاره به توهم دانشمندان هسته ای بود.

      حذف
  4. سلام برادر
    ببین باید دید اون خواهر محجبه خودش در جهت بهبود شرایط خودش چه کرده. آیا تا یه حال مثلا سعی کرده با لبخند با استادش صحبت کنه؟ یک جاهایی هست که ما باید خودمون سعی کنیم یک طرز فکری رو عوض کنیم. آخر نمی شود که نشست و هی از مردم کشورهای دیگه ایراد گرفت که چرا اونا مثلا قربون صدقه ما نمی روند و به ما نگاه نمی کنند و این حرفها.باید سعی کرد که باهاشون ارتباط برقرار کرد. صحبت کرد و تاثیر گذاشت. همیشه هم که نمیشه بقیه با ما منطبق شن. به خواهرمون بگو به جای زدن توی فاز احساس مورد تبعیض واقع شدن یکم تلاش کنه شرایط و فکرش رو عوض کنه.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. بله دوست عزیز. ولی گاهی ارتباط برقرار کردن به خاطر عدم تطابق فرهنگی و یا پیش فرض های اجتماعی بسیار مشکل تر از این است که با یک لبخند و یا رفتار خوب حل شود. شاید آن دوست عزیزمان هم سعی کرده است به او لبخند بزند ولی افاقه نکرده است.

      حذف
  5. خب البته جدا از آنکه ما با حجاب موافق باشیم و یا نباشیم، اصل موضوعی که باید برآن تاکید کرد لزوم برخورد آزاد و بدون تبعیض با کلیه افرادی است که دارای پوشش های مختلف هستند. رنگ، نژاد، مذهب، پوشش و ... نباید مانعی برای پیشرفت انسانها و به تعالی رسیدن آنان باشد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. من هم با شما کاملا هم عقیده هستم. و باید عدم تبعیض در برخورد را از خودمان شروع کنیم.

      حذف
  6. اول بگم که من با آرش تا حدودی در مورد دانشمندای ایرانی موافقم:
    از پروفسور لطفی می پرسن که چراتوی ایران نموندین : ایشون می گن که "توی ایران کار جدی نمی شه کرد"
    و دوم آیاکسی که داره خارج از ایران کار علمی می کنه و با مخافل علمی داخل رابطه جندانی نداره روی میشه دانشمند ایرانی دونست؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. به هر حال آقای لطفعلی خودش را ایرانی می داند گرچه حتی اگر هیچ تصوری هم از ایران نداشته باشد. ما هم دلمان به همین چند تا دانشمند خوش است پس بهتر است قبول کنیم که ایرانی است.

      حذف
  7. من 4 ماهه اومدم آمریکا. یه سه ماهی هست تو یه فروشگاه امریکایی کار میکنم. اینجایی که هستم ایرانی مذهبی و حزب الهی زیاد هست چون نزدیک دفتر حافظ منافع ایران هست. من با تمام مشتریهای ایرانی در این فروشگاه فارسی حرف میزنم و بهشون تخفیف میدم و حسابی تحویلشون میگیرم ولی وقتی ایرانی محجبه یا ایرانی ریشو از نوع حزب الهی میبینم خودمو میزنم به اون راه و اصلاً حتی فارسی هم باهاشون حرف نمیزنم حتی اگه انگلیسی شون هم خوب نباشه! حالا من ایرانی که اینجوریم دیگه چه توقعی از امریکایی که با دیدن حجاب یاد تروریستها میفته دارید...

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. البته آدم باید سعی کند با همه مهربان باشد ولی خوب بعضی چیزها دیگر دست خود آدم نیست.

      حذف
  8. این خانم محجبه بود همین که رفت کلاهشو باید بندازه بالا. کشورهایی مثل فرانسه عکسی که میدی برای گرفتن ویزا رو هم میگن که باید بدون حجاب(منظور موی سر معلوم) باشه. حالا ببینیم این اولاند میتونی کاری انجام بده در این زمینه
    زمان رضا خان کبیر صغیر اگه میگفتن نباید حجاب داشته باشی طرف با یه کلاه روی سر میتونست حجاب داشته باشه ولی این فرانسه خیلی داره افراطی کار میکنه.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. البته فرانسه از نظر افراط کاری هنوز خیلی مانده است که به پای ایران برسد.

      حذف
  9. آرش جان مطمئنی پروفسور سمیعی میشناسی که میگی تعریف آبدوغ خیاری داریم می کنیم؟!
    برات میگم ایشون چه مقامی دارن؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. خداوند اموال ایشان را چند برابر کند.

      حذف
  10. Every miserable fool who has nothing at all of which he can be proud, adopts as a last resource pride in the nation to which he belongs; he is ready and happy to defend all its faults and follies tooth and nail, thus reimbursing himself for his own inferiority

    پاسخحذف
  11. تا حدی با تعریفی که از دانشمند کردی موافقم، و قبول دارم که دانشمندهای ایران آب دوغ خیاریند اما خیلی نگران نباش اگه وضعیت همین جوری بمونه به احتمال خیلی زیاد چند تا از همین آب دوغ خیاریا در آینده نزدیک دانشمند واقعی خواهند شد اینم لینکش:
    http://www.newscientist.com/article/dn18546-iran-showing-fastest-scientific-growth-of-any-country.html
    در مورد خانم محجبه هم اینا بگم، اینجا خانم محجبه در دانشگاهی که من هستم زیاد هستند که هیج مشکلی ندارند، شاید ایشون جایی که درس می خونند تعداد محجیه ها خیلی کم هستند

    از طرف پشم اله :دی

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. اتفاقا اگر وضعیت به همین صورت ادامه پیدا کند همان دانش پژوهان هم از ایران خارج خواهند شد.

      حذف
  12. من با نظر شما موافقم چون خودم خارج ایران تحصیل میکنم غیر از تعدادی کمی که ایده و ارزش خاصی را بوجود آورده اند بقیه افراد جزء کوچکی از یک سیستم شده اند و البته پیشرفت آنها قابل تقدیر و افتخار هست اما علم وقتی پیشرفت میکند که ایده های جدید وارد آن شود اگر یک نفر مدال طلای المپیاد ریاضی شود باز هم ریاضیدان نیست بلکه کاربر حرفه ای ریاضی است

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ممکن است دوستان چندان موافق نباشند ولی نظر من این است که دولت های اروپایی و امریکا در پروژه های پیشرفته ترجیح می دهند بر روی افراد کشور خودشان سرمایه گذاری کنند. البته ناگفته نماند که دولت امریکا, ایرانی - امریکایی ها را هم تا حدودی امریکایی می داند مخصوصا اگر از سال ها قبل در امریکا زندگی کرده است.

      حذف
  13. پروفسور مجید سمیعی متولد رشت:
    او در حال حاضر ریاست فدراسیون جهانی انجمن جراحان اعصاب و ریاست بیمارستان علوم عصبی هانوفر در آلمان را بر عهده دارد که خود بنیان گذار آن بوده.

    وی در زمینهٔ تورم مغز و ترمیم و بازسازی جراحی دستگاه عصبی محیطی مطالعات مهمی انجام داده‌است. ایشان بیشترین اعمال جراحی روی تومورهای موسوم به «نورینوم آکوستیک» انجام داده‌است و در این زمینه بیشترین گزارش‌ها متعلق به ایشان می‌باشد. ایشان در دهه ۱۹۹۰ اقدام به تاسیس یک مرکز بین‌المللی علوم اعصاب (به انگلیسی: International Neuroscience Institute) که به اختصار INI شناخته می‌شود، نمود. بنای این مرکز برگرفته از شکل مغز می‌باشد. این مرکز در شهر هانوفر آلمان واقع است و ریاست آن را پروفسور بر عهده دارد. پروفسور سمیعی شاگردان زیادی تربیت کرده‌است که در کشورهای مختلف جهان به فعالیت در زمینه جراحی مغز و اعصاب مشغول هستند و هر ساله کنفرانسی را به افتخار ایشان در یکی از کشورها برگزار می‌کنند. ایشان در حال حاضر نیز بسیار فعال بوده، عمل‌های جراحی سنگین در قاعده مغز را با مهارتی بی نظیر انجام می‌دهد و در اغلب کنگره‌های مهم جراحی مغز و اعصاب جهان بعنوان سخنران مدعو شرکت می‌کند
    برای تجلیل از مقام علمی و تجربیات ارزنده وی و همچنین گامهای بلندی که در پیشرفت جراحی مغز و اعصاب برداشته‌است، رییس جمهوری آلمان غربی در سال۱۳۶۷ نشان خدمت درجه ۱ دولت آلمان را به او اهدا کرد. در همین سال جایزهٔ علمی ایالت نیدرزاکسن آلمان، به پاس فعالیتهای پر ارزش وی در راه پیشرفت جراحی مغز و اعصاب به نامبرده اهدا شد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. از نظر علمی افراد معتبرتر از ایشان هم زیاد داریم. ولی موضوع بحث ما اصلا مقام و منصب و جایزه و مهارت کاری و این قبیل چیزها نیست.

      حذف
  14. این وکیپدیای فارسی رو باید گل گرفت.
    ویکی پدیا انگلیسی :
    Professor Samii was born in Rasht

    ویکی پدیا فارسی:
    مجید سمیعی (زاده ۲۹ خرداد ۱۳۱۶ در تهران، محله سرچشمه

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. فارسی آن مثل ترجمه های مرحوم منصوری کمی پیاز داغش را زیاد می کند.

      حذف
  15. آرش جان در ایران دانشمند میخوای. حاج حسین هدایتی :o

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. بله. ایشان را به کل فراموش کرده بودم!

      حذف
  16. سلام دوستان.بچه ها کسی میدونه اسمه منطقه آرش اینارو چه طوری مینوسن به انگلیسی؟میگه اسم منطقه اش برکلی هست.اگه لطف کنید راهنمایی کنید خیلی ممنون میشم.اگه آقا آرش خودش بگوید که دیگه خیلی ممنون تر میشم :دی

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. البته برکلی محله ما نیست ولی به هرحال انگلیسی آن چنین است Berkeley
      می خواهی در اینترنت دنبال منظره برای تلسکوپ بگردی؟

      حذف
    2. نه میخوام آمارتو بگیرم با امداد غیبی بیام ترورت کنیم :دی

      حذف
  17. به نظرم اگه این موضوع این خانوم رو ناراحت میکنه,باید حجابشو اونجا بزاره کنار.یکی رو میشناسم که الان اتاوا دانشجوء,وقتی ایران بود نماز ظهروشب رو باید با خواهراش و مامانش حتما میرفتن مسجد محل.حتی حالا هم که میاد ایران مسجدش ترک نمیشه.ولی خودش بهم میگفت که اتاوا حجاب ندارم.یکی رم میشناسم که اونم ایران حزب الهی خفن بود و هست,الان هاروارده,حجاب هم نداره.داداشش میگه عزیتش میکنن وقتی حجاب داره.با اینکه این دو تا حزب الهی,یکیش امسال گرین کارت برنده شد,یکیشم مدیکال کاناداش اومده.
    هم خذا هم خرما رو نمیشه با هم داشت.باید حجاب رو بزاره کنار
    .
    محسن

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. بله گاهی اذیت می کنند. ولی ساده ترین کار همیشه بهترین کار نیست. آدم ها همیشه برای به دست آوردن آزادی مجبور هستند بهای آن را نیز بپردازند.
      متاسفانه ما در جهت پرداختن بهای آزادی بسیار خسیس هستیم و زود جا می زنیم و برای همین است که وضعیت کشور ما اینچنین است.

      حذف
  18. من با این حرف آرش که میگه معیار ها آبدوغ خیاری هستند شدیدا موافق هستم
    نمونه هتل و ستاره رو هم خوب اومدی
    البته در مورد دانشمندان زیاد مثال جالبی نبود.
    نمونه دیگش اینه که هی میگن ایران 800 در صد! رشد در زمینه ثبت اختراعات داشته ایم!
    این هم به خاطر اینه که سیستم ثبت اختراع رو بسته کردند , یعنی مهم نیست که 100 سال پیش یه چیزی در خارج از کشور اختراع شده باشه , مهم اینه که در ایران اولین باره! هر ابتکار تخمی تخیلی رو هم به عنوان اختراع قبول میکنن و هر ننه قمری هم میشه مخترع!

    من الان من میتونم دمپایی توالت بابا بزرگم رو ببرم به عنوان یک اختراع ثبت کنم : سوسک کش دو کاره!
    بعد میان خودشون رو جر میدن تو اخبار فرت فرت میگن ما کلی اختراع امثال در کشور ثبت کردیم. حال آدم به هم میخوره (این مثالی بود که خودم درگیرش بودم و کلی مخترع هم به چشم دیدم که باعث شد بیماری عصبی و روانی پیدا کنم یه مدت!)
    -----------------------------------------------------------
    رفتاری که با اون خانم محترم میشه قابل قبول نیست , به هر حال هرکسی عقاید خودش رو میتونه داشته باشه.
    ولی فکر میکنم اون خانم نازنین بهتره کمی در مورد عقایدش فکر بکنه و کمی راحت تر باشه با خودش.
    اولا که میتونه با یک کلاه زیبا و یا مدلهای مختلف روسری چنان تیپی بزنه که اصلا مشخص نشه که جنبه حجاب داره.(من در گیر اینگونه موارد هستم و به چشم میبینم)
    دوما در ایران زیر دو سه لایه چادر و مقنعه هم برای خانمها مشکلاتی از طرف آقایون پیش میاد. هر گونه که به خیابون بره کسی همه به چشم لذت نگاهش میکنن و همه میخان دستی به زری برسونن. ولی اونجا مسلما اینطور نیست و ایشون با کمی تفکر منطقی میتونه با خودش کنار بیاد که یه کوچولو با محیط هماهنگ تر بشه.

    در کل خیلی از شنیدن این قضیه غمگین شدم و احساس بدی بهم دست داد
    چون یه لحظه خودم رو جای این خانم قرار میدم واقعا موقعیت ناراحت کننده ای رو میبینم

    امیدوارم که نظر من کمی مفید بوده باشه

    Tipol

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. از این که نظر خودتان را با ما در میان گذاشتید سپاسگزارم. مطمئن هستم که پیشنهاد شما به آن دختر خانم هم بسیار مفید خواهد بود.

      حذف
  19. سلام
    ماشین نو مبارک !
    :)

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. به به! نگاه کنید به این می گویند یک خواننده نکته سنج. یاد بگیرید!
      سلام بر روی ماهت ای سارا کوچولوی عزیز
      از حسن انتخاب شما برای تبریک گفتن به من سپاسگزارم.

      حذف
  20. میگم جدیدا حرفات زیادی دیگه توحین به ایرانیاست.
    ولی از اینا بگذریم یه کم راجع به کار موسیقی(رپ-پاپ و ...) در آمریکا صحبت کن.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. توهین نه توحین.

      حذف
    2. اولا : ماشاالله به تو که سوتیه منو گرفتی
      دوما: اصلا به تو چه رپتی داره
      سوم : دستم اشتباهی خورد کلیکاشون نزدیک همن.

      حذف
  21. میگم جدیدا حرفات زیادی دیگه توحین به ایرانیاست.
    ولی از اینا بگذریم یه کم راجع به کار موسیقی(رپ-پاپ و ...) در آمریکا صحبت کن.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. حتما دوست عزیز. من اطلاعات زیادی در این مورد ندارم با این حال هر چیزی که به ذهنم برسد برایتان می نویسم.

      حذف
  22. سلام،

    توی عرف بین‌الملل، اگر خانومی دستش را دراز کنه برای دست دادن، وظیفه شما است که دست بدهید ولی‌ اگر یک آقایی مثل شما پرویی کند و دستش را دراز کند خانم حق داره دست نده پس شما نگران نباش، درضمن از همه پیشرفت غربی ها، همین دست دادن مرد به زن را فقط یاد گرفتید؟ یأ مشروب خوردنش؟

    در دو مثالی که زدید، که خانم‌های محجبه با دیوار صحبت میکردند باید خدمت شما عرض کنم که یأ آنها مشکل داشتند یا شما، چون کسی‌ که حجاب داره و آدم نرمالی باشه این کار را انجام نمیده، پس بگرد دنبال جواب.

    درضمن معلوم که اخلاقای ایرانی‌ را با خودت به آمریکا بردید این که اگر پولدار هم باشید باز هم خسّت به خرج می‌دهید، آمریکایی چقد بدبخت هستند که باید با شما سرکله بزنند.

    درضمن من انگلیس زندگی‌ می‌کنم تمامی‌ آنها، رفتار مناسبی با مسلمانان دارند فرقی‌ هم نمیکند که حجاب داشته باشی‌ یا نه. به نظرم این شما هستید که به این موضوع، بال و پر می‌دهید.

    یک موضوع دیگر این که به دیگران لقب خاص نده، مثلا سبزو الهی یا ... این کار زشتی است که فقط از دیکتاتور‌های ضدّ اسلامی سر میزنه. من خامنه‌ای و حکومتش را دیکتاتور میدانم ولی‌ مطمئن هستم اگر شماها، سرکار بیاید دیکتاتوری ضدّ دینی راه میاندازید. دیکتاتور دیکتاتور است چه دینی چه لاییک.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. نکند شما هم یک دانشمند ایرانی هستید دوست عزیز؟ شاید هر چیزی به من بیاید ولی اگر یک مقدار خیلی کم دقت کنید متوجه می شوید که اصلی ترین خاصیت یک دیکتاتور این است که به دیگران اجازه حرف زدن ندهد.
      در ضمن از پیشنهاد شما برای به دست گرفتن قدرت در ایران سپاسگزارم ولی من خودم اینجا کار دارم و نمی توانم آن را قبول کنم. لطفا اصرار و یا التماس نفرمایید!

      حذف
    2. از خوبی ها و نکات مثبت ارش این هست که بسیار بسیار تحمل شنیدن صدای مخالف رو داره.

      همین که تمام نظرات چه مخالف و چه موافق در این وبلاگ قرار میگیرن. نشان از ازاد اندیشی ارش و احترامش به حقوق دیگرانه.

      حذف
  23. سلام آرش،



    به نظر من اگر کسی‌ اینقدر شعور ندارد که نباید در آمریکا روسری سرش کند بهتر است برگردد به همان جهنم اسلامی.

    وقتی مشتی بی‌ پدر با سهمیه بسیجی‌ و ... میروند دانشگاه، نتیجش همین میشه. ‌یک فرد شایسته از تحصیل می‌افتد و ‌یک مذهبی‌ بدلیل خیانت به‌‌ کشور و خدمت به حکومت مذهبی‌ مدرک می‌گیرد و دردش این است که حجاب داشته باشد تا اسلام به خطر نیفتاد.

    حتی اگر ایشان وابسته به حکومت فاسد اسلامی نباشد، حتما از خانواده مذهبی‌ است پس چه اصراری است که بیاید آمریکا و چهره‌ ایرانیها را خراب کند، بماند در مملکت و به اسلام خدمت کند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. دوست عزیز.

      بهتره به عقاید دیگران احترام بگذاری.

      چه کسی که به زور میگه حجاب رو رعایت کن. چه کسی به زور میگه حجاب نباشه.

      هر دوشون دارن اشتباه میکنن و هر 2 دیکتاتور به حساب میان.

      قرار نیست چون من دلیلی برای رعایت حجاب نمیبینم. همه هم مجبور بشن حجاب رو رعایت نکنن یا بالعکس.

      حذف
  24. آرش جان پروفسور سمیعی بهترین جراح مغز و اعصاب جهان هست. این دیگه ربطی به پست و مقام نداره. بگرد ببین در آمریکا کسی رو میتونی از ایشون بهتر پیدا کنی؟! یا یه دانشمند جدید در جهان به ما معرفی کن!
    ----------------------------------------------------------------
    کلا تو نظر خودتو داری منم نظر خودم. پس چرا روی نظر هم نمی تونیم تاثیر بزاریم؟! مثل مناظره های انتخاباتی آمریکا شده! راستی corresponding party امسال دیدی حالشو ببری؟
    ----------------------------------------------------------------

    در مرود پروفسور حسابی هر چند که ایشون باعث افتخاره و لی حرکاتشون عجیبه. در هر زمینه ای وارد شدن.عشق مدرک بودن جالبه. یه چیزی مثل خودت آرش که آجار فرانسه هستی.
    سن هفده سالگی لیسانس ادبیات، و در سن نوزده سالگی لیسانس بیولوژی را اخذ نمود. پس از آن در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشکده فرانسوی مهندسی در بیروت فارغ التحصیل شد. در آن دوران با اشتغال در نقشه کشی و راهسازی، به امرار معاش خانواده کمک می‌کرد. او همچنین در رشته‌های پزشکی، ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات دانشگاهی پرداخت.

    پاسخحذف
  25. آرش جان خیلی از شهرهای کانادا از آمریکا هم در محیط آکادمیک هم در محیط کار برای افراد محجبه خوبه. به اون خانم بگو یه سفر برن کانادا.

    در انگلیس یه خانم محجبه روفرم هست که خارج از انگلیس حجاب داره ولی داخل انگلیس نه نداره(البته پوشش خوبی داره ولی روسری نمیزاره هر چند خیلی خوشتیپ و روفرمه) . دلیلش اینه که اگه داخل انگلیس روسری بزاره کارشو از دست میده و خرجش میفته گردن آرش.

    پاسخحذف
  26. آرش جان به انگلیسی یا روسی هم بلدی اینجوری بنویسی. میتونی درآمد خوبی از نوشتن در بیاری یا از راه تحلیل سیاسی یا داستان های تخمی تخیلی.

    پاسخحذف
  27. آرش جان بالاخره نگفتی چه قدر روسی بلدی ؟ خوندن نوشتن روسی هم بلدی و کجا یاد گرفتی؟ آدم اگه باباش هم روس باشه که نمی تونه خوب روسی یاد بگیره! اگه روسیت خوبه چرا نمی ری تو کار دخترای روس در آمریکا. اتفاقا دخترای روس با هیکل متوسط و جوجه هم در آمریکا پیدا میشن. همه که در حد شاراپوا نیستن.

    از یه طرف میگی دخترای آمریکایی به کسی نه نمیگن از طرفی دیگه میگی اندر خم یکی کوچه(تنگ یا گشاد) هستی! حالا این دخترای آمریکایی با مردهای مهاجر خارجی مثل ایرانی مشکل دارن و فقط به آمریکایی ها و اروپایی ها روی خوش نشون میدن یا مشکل از مردهای ایرانی مهاجر که نمونه ی والامقامش خودتی هست. اگه دخترای آمریکایی با مهاجرهای ایرانی مشکل دارن تو که قیفت روسه! اگه با لهجه انگلیست مشکل دارن برو تو خط نوامیس روسیه. راستی روسی رو با لهجه ی کدوم منطقه صحبت میکنی؟(چون لهجه های روسی با هم خیلی فرق داره و دیدی طرف از لهجت خوشش نیومد.)


    راستی برو تو کار تدریس خصوصی روسی یه نونی هم از اونجا دربیار. شاید یکی از بندگان مومن هم نصیبت شد

    پاسخحذف
  28. اونجایی که یکی از دوستان گفت حزب اللهی ها در آمریکا و در محله شان زیاد هستند ( در نزدیکی دفتر حافظ منافع ایران ) خیلی کفری شدم . کیرم تو دهن هر بسیجی و خایه مال حکومتی که توی راهپیمایی میگه مرگ بر ... و بعد میره اونجا درس میخونه و حال میکنه . مثل مقامات بلند پایه حکومت آخوندی و بچه هاشون . خیلی کفری میشم وقتی میفهمم. معذرت میخوام که بد صحبت کردم ببخشید . کیرم تو دهن همشون بی پدر و مادرای کس کش

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. اینجا زن و بچه نشستن

      حذف
    2. گفتم که خیلی کفرم در اومده . شرمنده . آخه وقتی میشنوم خیلی بهم فشار میاد

      حذف
  29. از ارش بعید بود یه رفتار زشت رو توجیه کنه و در مقام مقایسه بخواد از این رفتار دفاع کنه.

    رفتار نا مناسب با هر نوع گروهی زشت و عیبه. حالا چه امریکا باشه. چه ایران. چه هر کشور دیگه ای.
    حالا چه این رفتار نا مناسب کم باشه و یا زیاد باشه. این کم و زیاد بودن نباید به عنوان توجیه یه رفتار نا مناسب به کار بره.

    قرار نیست بگیم رفتار ما مناسب تره یا امریکایی ها و رفتار در کشورهای مختلف سنجش عملکرد ما نیست
    و ایده ال که همون احترام به دیگران حالا با هر نوع فکر و پوشش باید سنجش عملکرد ما باشه.

    ارش جان. شما هم بهتر بود که حتما ذکر میکردید که این کار امریکایی ها در رفتار با اون خانم محجبه هم زشت و نا مناسب بوده و باید رفتارشون رو اصلاح کنن.

    یه جورایی این پستت منو یاد مسئولان ایرانی انداخت که همه چیز رو یه جورایی توجیه میکنن. (کم کم داری عوض میشی ! )

    --------------

    در مورد دست دادن با یه خانم غریبه هم دیگه ما نباید بگیم ارش جان که ادم هر خانم غریبه ای دید دستش رو دراز نمیکنه :D مخصوصا اگه اون طرف ایرانی باشه. ضمن اینکه اون خانم هم خیلی منطقی برخورد کرد و گفت باهاتون دست نمیده و شما نیاز نبود که هر جا اون خانم میره تا اخر مهمانی 180 درجه مخالفش میرفتی و اینقدر زود رنج نباش پسر گل :D

    -----------------

    پاسخحذف
  30. راستی ارش جان. ماشین نو مبارک.
    یادت نره ازش عکس بگیری و برامون اینجا قرار بدی .

    از گربه تپلی هم عکس بگیر :D خیلی وقته مطلبی ازش ننوشتی. دلمون تنگ شد براش .

    پاسخحذف
  31. منم روسري سر ميكنم همينجا تو آمريكا.
    لاك ميزنم.
    با مرد ها دست ميدم.
    آرايش ميكنم.
    هميشه لباس و روسريم ميكس و مچ هست.
    ميگند لبخند هم از لبام ترك نميشه.
    اينجا درس خوندم و كار ميكنم.
    هميشه اما كامنتهاى خوب در مورد روسريم از همين آمريكايى ها گرفته ام.

    پاسخحذف
  32. اون زنيكه محجبه خيلي ببخشيد گه ميخوره ميره جايي كه فرهنگشون چيز ديگست
    زنيكه لاشي خب پاشو برو يه جايي مثل هند يا ارمنستان درس بخون.
    امريكايي ها گناه نكردن كه يه كيسه زباله گنده بوگندو رو تحمل كنن...

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. بوى عقده ميدى.

      حذف
    2. بوى عقده ميدى.

      حذف
    3. باشه آمریکا فقط مال شما روشنفکرا و متجددها و باکلاسا.اصلا سند شش دانگش مال شما.بقیه برن بمیرن.تاریخ بهترین عبرته برای کسی که بخواد عبرت بگیرهبزرگترین درسش اینه که گاهی یه جمله یه حرف بیحساب کتاب بدبخت میکنه آدمو.کل زندگی یه طرف یه حرفت یه طرف.خدابه داد هممون برسه

      حذف
  33. سلام ، یه سوالی تو گلوم مونده ، خواهش میکنم جواب بده بهم ، من همیشه فکر میکردم کسی که در امریکا درس خوانده یا داره کار میکنه خیلی باسواده یا حتما باید خیلی باسواد باشه تا کار پیدا کنه.
    میشه در این مورد صحبت کنی ، و بگی دانشجوهایی که از دانشگاههای امریکا میان چقدر بار علمی دارن ، من هیچی نمیدونم مممنون میشم کمک کنی.

    پاسخحذف
  34. به نظر من داشتن حجاب هم جزئی از فرهنگ افراد محسوب میشه و باید به تمام فرهنگ‌ها احترام گذاشت. همونطوری که آمریکایی‌ها با ما که آداب معاشرت اونها رو بلد نیستیم با احترام رفتار میکنند ما هم باید با کسی که فرم لباس پوشیدنش با ما فرق میکنه با احترام رفتار کنیم.

    من خودم اعتقادی به اسلام و سایر ادیان ندارم اما به یک شخص با حجاب یا مسلمون به چشم یک انسان نگاه میکنم که قربانی باورها و خرافات جامعه و اطرافیانش شده.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. من يك مسلمونم. و به شما فرزاد فقط به چشم يك انسان نگاه ميكنم. ولى به خودم اِجازه نميدم قضاوتِ ديگه اى بكنم. در حالى كه شما معتقدى كه من خرافه پرست هستم. مسلمون ها اعتقاداتشون باهمديگه ميتونه فرق كنه پس ديدى بازم زود جاج كردى.

      حذف
  35. من خوندن این سایت رو به دوستهام توصیه می کنم اگه می خواهین با حرف رکیک جو رو خراب کنین تا صرف نظر کنیم.
    خوب با نوشتار آدمیزاد مطلبتون رو منتقل کنید.
    من هم 1 سال روسری پوشیدم به هیچ ارگانی هم وابسته نیستم ولی همیشه تئوری من این بوده که اگه حجاب من کمکی به سلامت جامعه می کنه پس وظیفه منه و عمیقا اعتقاد داشتم . کم کم دیدم این دلیل وقتی کنار یه خانم محترم نیمه برهنه نشستم معنایی نداره! وقتی از یه آقای محترم سوریه ای شنیدم که اینها فکر میکنند ما حیوانیم و نمیتونیم خودمون رو کنترل کنیم! دیگه خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم و فکر کردم من فقط خودم رو آزار دادم این مدت و بشر امروز به بلوغ کافی رسیده و من با حفظ حجاب لااقل در جوامعی که به بلوغ فکری رسیده اند (ایران از نظر من پتانسیل این بلوغ رو داره ) کمکی به کسی نکرده ام!!! القصه من با این تئوری وجدانم رو سرکوب کردم و به استقبال تازهها رفتم ...امابعد آون آقای محترم با وجود زن و بچه با جلفترین همکلاسمون دوست شد و دیگه ازش خبر ندارم ولی فهمیدم این موضوع به بلوغ خیلی ربطی ندارد .
    ولی باید بگم توی کانادای آزاد با روسری نمی تونستم کار پیدا کنم در واقع کارم رو مدیون اون نتیجه گیری غلط و اون آقای محترم هستم ...:)

    پاسخحذف
  36. بعد از مدت ها اومدم به این وبلاگ. چند جمله از این پست رو خوندم و چند کلمه از یکی از کامنت ها! آخی! یادش به خیر! یک زمانی من هم نادان بودم و با این آقا آرش و دوستانش بحث نوشتاری می کردم. خوب ، حالا عاقل تر شدم و وقتمو صرف کارهای مفیدتری می کنم!

    پاسخحذف
  37. من می گویم آدم باید یکدست زندگی کند تا زندگی بهش بسازد. کسی که آنقدر محجبه هست که در جایی مثل آمریکا هم حاضر نیست از حجاب خود دست بردارد اصولا عقایدی مخالف با آزادی های موجود در آمریکا دارد، بنابراین اولین سوالی که مطرح می شود این است: او در آمریکا چه می کند؟
    دومین سوال : حالا که رفته ای بنشین سرجایت و دم نزن، هم سنخ هایت اینجا هر روز از پرچم آمریکا دستمال رولی درست می کنند و می گذارند در توالت و یا در خیابان و کوچه و بازار جلوی دخترهای مردم ( امثال بنده ) را می گیرند و به زور چپانند توی ماشین، والله من خودم خانم های این مدلی را اینجا می بینم به یاد فاطی کماندو ها افتاده و چهار ستون بدنم می لرزد از آن طفل معصوم آمریکایی چه انتظاری می توان داشت؟

    نتیجه گیری: چرا انتخابی را می کنی که نمی خواهی عواقبش را بپذیری؟
    سخن آخر: هم خدا را می خواهد وهم خرما را!

    اینهم از کامنت بنده، ولی خودمانیم گاهی خوب با احساسات ما بازی می کنید و ما را به جان هم می اندازید ها!

    ضمنا این قسمت نوشته ات مبهم بود " هیچ کجای دنیا بعید است "

    فکر کنم بهتر است بشود " در جاهای دیگر دنیا بعید است ... "

    پاسخحذف
  38. حالا چرا فورد اج؟؟ من تو جزیره کیش فورد اج دارم ، قبول دارم که نسبت به شاسی بلند ها خیلی وحشیه ولی مشکل هم کم نداره
    یه خورایی شبیه ایکس تری هستش ولی مشکلش اینه که اگه باهاش تند بری هی ازش آب و روغن و کوفت میریزه، خیلی هم جا دار نیست عقبش تنگه، هیوندا آزرایی که تو تهرانه عقبش از اون جادار تره
    کلا از اول نباید ائودی میگرفتی ، پورشه کاین بشین تو دنیا نظیرش نیست
    فورد تاروس هم از اج بهتره ولی به هر حال مبارکه

    پاسخحذف
  39. نا شناس به نظره من شما یه مشت احمقید که میاید با خودتونم وعوا میکنید نظره جامعه اصلا با نظره شما همخونی نداره در ضمن اقای روشنفکر االلهی با این ندید پدید بازی در اوردنت تو امریکا ابروی هرچی ایرانیه بردی . مایکا جکسون که ساطانه پاپه دنیا بودچند سال قبل از مردن به دین مبارکه اسلام و مذهب شیعه گرویده حالا تو هی اروغه روشنفکری بزن.خوش بگذره بای

    پاسخحذف
  40. برادر سلام من تو ایران زندگی میکنم رشته ام مترجمی زبانه.کاملا درکت می کنم ولی یه انتقاد کوچولو داشتم و اینه که گفتن بغضی از چیزا مثل مذهب و اعتقاد.. برای کسایی که خیلی ازش دورن یا درک کردنش براشو مشکله یه جورایی درست نیست چون ممکنه خدای نکرده اونارو بهم بریزه.اون چیزیم که گفتی دانشمند نداریم چون زمینه ندارم باید بگم از قدیم گفتن واسه عالم شدن باید دود چراغ خورد.انقدر به مکان دخلی نداره باید مطالعه کنی و تفکر.

    پاسخحذف
  41. تو تا اونجایی آزادی که آزادی دیگران رو زیر پا نزاری و اینکه یه موقعهایی بدون این که بدونیم آزادی دیگران رو لگد مال می کنیم . این مساله در مورد حجاب هم درسته .

    پاسخحذف
  42. همونطور که نظر و رفتار من فقط به خودم ربط داره ، به همون اندازه هم خودم مسئول اعمال و اعتقاد خودم هستم . و بازخورد هر کاری هم به خود آدم برمی گرده

    پاسخحذف
  43. درعجبم از این همه ادعای روشنفکری دوستان و این طوری حرف زدن؟آخه طرف اعتقاد داره به حجاب این ینی چی که با خودش راحتتر باشه عقایدشو واکاوی کنه.یا میگید طرف اینقدر محجبه است که تو آمریکاهم حجاب داره؟بره رو خودش کار کنه.این دقیقا همین کاریه که برادران خدمتگزار نیروی انتظامی با بسیارزنان بی حجاب ما میکنند زورمیکنند همه هم از ترس یه روسری بذارن که البته بیشتر از اینکه رو سرشون باشه تو دستشونه.کسی که به قرآن ایمان داشته باشه باید به همه ی قسمتاش ایمان داشته باشه نه فقط هرجا که خوش داشته باشه.
    اونجایی که خدا میگه حجاب بذارید یا هر دستوری که میده جای دیگه میگه که اذیت و مسخره کردن و روترش کردن و این چیزا هم هست همیشه تاریخ هستن کسایی که آدموبخاطر اعتقاداتش مسخره کنن ولی بعدش هم میگه که روز تلافی هم هست.روزیکه ورق برگرده.حالا اگه کسی به اون روز اعتقاد نداره لااقل اینقد کلاس روشنفکری و آزادیعقاید و بیان و از اینچیزا نذاره

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ادامه ی عرایضم اینکه این همه ادعای اینا که گفتم میکنین دیگه چرا فحش و بد وبیراه میگین و نظرتونو تحمیل میکنید؟

      حذف

لطفا اگر سوال مهاجرتی دارید به تالار گفتگوی مهاجرسرا که لینک آن در پایین وبلاگ است مراجعه نمایید.
اگر جواب کامنت ها را نمی دهم به خاطر این نیست که آدم مهمی هستم و یا کلاس می گذارم و قیافه می گیرم بلکه فقط به خاطر این است که اعتقاد دارم آنجا متعلق به خوانندگان است و بدون دخالت و تصرف من باید هر چیزی را که دلشان می خواهد بنویسند.