۱۳۸۸ بهمن ۱۶, جمعه

نظافت در امریکا

امروز دوباره جمعه است و فردا و پس فردا تعطیل هستم. می بینید زمان چقدر زود می گذرد؟ انگار همین دیروز بود که در اول متن خودم نوشتم که امروز جمعه است. عمر مثل یک گاری سنگین است که ما هولش می دهیم تا از روی یک تپه رد شود. تا زمانی که به قله آن تپه نرسیده ایم هی زور می زنیم و آرزو می کنیم که زودتر به بالای تپه برسیم و زمانی که به سرازیری می افتیم گاری عمر آنقدر سرعت می گیرد که ما نمی توانیم آن را کنترل کنیم و از آن عقب می مانیم. با اینکه می دانیم هرچه گاری سبک تر باشد کار ما راحت تر است ولی با این حال هر آشغالی را که می بینیم و خوشمان می آید بر می داریم و به داخل گاری می اندازیم. افسوس که این گاری عمر ما چه سنگین است!

گفتم آشغال یاد نظافت در امریکا افتادم. راستش نوع نظافت در ایران و در امریکا کمی با هم فرق می کند که باز هم بر می گردد به باورها و قوانین اجتماعی و حتی آموزه های مذهبی. به طور کلی بیشتر ایرانی ها انسانهای تمیزی هستند و اگر به درون خانه آنها را نگاه کنید همیشه برق می زند. ولی چرا خیابان های ما مثل داخل خانه های ما تمیز نیست؟ بیایید با هم این مسئله را بررسی کنیم.

1- ظاهر و باطن
ظاهر و باطن در ما خیلی از هم فاصله دارد و اصولا اگر ما کاری را انجام دهیم و کسی نبیند و یا متوجه آن نشود گمان می کنیم که آن کار بیهوده بوده است. مثلا هرگاه که مهمان داریم خانه خود را برق می اندازیم تا مهمان ها از تمیزی خانه ما چشمشان از کاسه در بیاید و یا بیرون ماشین خود را برق می اندازیم تا بسیار زیبا شود و همه به آن نگاه کنند. بعید می دانم اگر ما در جایی زندگی کنیم که همه کور باشند ماشین خودمان را بشوریم و یا خانه خود را تمیز کنیم. به خاطر همین اعتقاد اگر در جایی باشیم که بیننده ای وجود نداشته باشد پوست موز خودمان را یواشکی به درون رودخانه می اندازیم چون اساس تفکر ما برای انجام کار صحیح این است که کسی ما را ببیند و در مورد ما قضاوت کند و اگر بیننده ای نبود دیگر خوبی و بدی آن کار برای ما فرق چندانی نخواهد کرد. افراد مذهبی سعی می کنند که به جای اصلاح اساسی این تفکر آن را با ناظر بودن خداوند ترمیم کنند و بگویند چون خداوند ناظر بر کارهای ما است پس من این کار بد را انجام نمی دهم. نتیجه تمامی این افکار در نهایت این می شود که وقتی در شهر باران می بارد رفتگران از داخل جویهای آب مقادیر زیادی بطری خالی و پوست هندوانه بیرون می کشند تا راه آب باز شود.

در امریکا مردم کمتر به ظاهر خود اهمیت می دهند و این امر باعث می شود که فاصله میان ظاهر و باطن در آنها کم شود. اگر به خانه آنها بروید از تمیزی برق نمی زند و ملافه های آنها هم روزی دو بار شسته نمی شود. در واقع آنها خانه خود را صرفا برای این تمیز می کنند که تمیز باشد نه اینکه کسی ببیند و بگوید چقدر تمیز است. به همین علت خانه امریکاییها شلخته تر از ایرانی ها است و مثلا همیشه می بینید که وسایل در سر جای خودشان مرتب نیستند. همچنین مثلا زنان ایرانی ممکن است یک روز حوصله حمام رفتن نداشته باشند ولی محال است بدون آرایش و یا عطر بیرون بروند. در حالی که زنان امریکایی به خاطر نظافت حتما دوش می گیرند و اگر فرصت کافی نداشتند آرایش نمی کنند و عطر هم نمیزنند و با همان تنبان خانه به بیرون می روند. چون برای آنها خود نظافت مهم تر از این است که دیگران از ظاهر آنها خوششان بیاید. آقایان نیز کمابیش به همین صورت هستند.

2- داخل و خارج
داخل و خارج برای ما ایرانی ها خیلی از یکدیگر فاصله دارند. اصولا ما در مورد هر چیزی که در محدوده عملکرد و یا اختیارات ما است مسئولیت نشان می دهیم و نسبت به خارج از آن محدوده بی توجه هستیم. مثلا هیچوقت آدامس جویده شده خود را در خانه نمی اندازیم چون می دانیم که اگر پای یک نفر بر روی آن برود این اتفاق در محدوده شما اتفاق افتاده است. ولی در بیرون از خانه آن را به هر کجایی که دلمان بخواهد می اندازیم و می گوییم گور پدر هر کسی که کفشش را بر روی این آدامس بگذارد و برای جدا کردن آن دچار دردسر شود. اصولا ما محدوده خودمان را کاملا جدا و محافظت شده از بیرون از خانه می دانیم و معیارهای نظافتی ما نیز در بیشتر اوقات بر اساس این تفکر است. این همان ایده ای است که باعث می شود جلوی خانه خودمان را جارو کنیم و آشغال ها را به سمت خانه همسایگان بفرستیم.

در امریکا محدوده خارج و داخل از خانه خیلی مشخص و مرزبندی شده نیست. آنها با همان کفشی که در خارج از خانه راه می روند به داخل خانه و اطاق خوابشان هم می آیند بنابراین سعی می کنند تا جایی که امکان دارد خارج از خانه خود را هم تمیز نگه دارند. این تفکر به صورت عمومی باعث می شود که شما یک شهر را تمیز ببینید. در محله های فقیر نشین که خیابان های آنها کثیف است درون خانه آنها هم مثل خیابانهای آنها کثیف است و فرقی میان داخل و خارج از خانه وجود ندارد. برای همین در امریکا شما محله های تمیز و یا حتی شهرهای تمیز می بینید و اگر در یک محله تمیز یک خانه تمیز نباشد همسایه ها به آن اعتراض می کنند و یا به پلیس خبر می دهند. به خاطر اینکه نظافت برای آنها به داخل و یا خارج از محدوده بودن آن بستگی ندارد. برای همین شما در بیشتر محله ها موظف هستید که چمن ها را کوتاه کنید, درختان را هرس کنید و آشغال برگ ها را حتی از بیرون از خانه خود نیز جمع کنید.

3- قانون و فرهنگ
نظافت شهرهای ما هم مانند بسیاری از چیزهای دیگر قربانی نقص و یا آبکی بودن قانون در کشورمان شده است. حتی اگر قانونی هم وجود داشته باشد ضمانت های کافی برای اجرای آن وجود ندارد و در نهایت اثر قانون خنثی می شود. شما حتی ممکن است ببینید که یک پلیس هم آشغال خودش را به خیابان پرت کند و یا آن را به داخل رودخانه بیاندازد. گرچه فرهنگ همیشه می تواند نقش موثری در اجرای امور داشته باشد ولی وجود قانون و تضمین اجرای آن الزامی است. یک قاضی نمی تواند بدون وجود قانون و از روی فرهنگ در مورد انسانها قضاوت کند. زیرا فرهنگ شامل انگیزه های شخصی, مسائل نژادی, مذهب و عملکردهای احساسی می شود در حالی که قانون به هیچکدام از آنها وابسته نیست. ممکن است من به مذهبی اعتقاد داشته باشم که به من می گوید فقط جایی که نماز می خوانم باید تمیز باشد و انداختن بطری پلاستیکی در کوچه را گناه نمی داند. ممکن است شما نیز به مذهبی اعتقاد داشته باشید که انداختن زباله را به درون رودخانه گناه بزرگ بداند. پس تا یک قانون سفت و سخت و عمومی برای تمامی مردم یک شهر و یا کشور در این رابطه وجود نداشته باشد انسان ها ملزم به رعایت بهداشت عمومی نخواهند شد.

در امریکا اگر شما زباله ای را از پنجره ماشین به بیرون پرت کنید مبلغ هزار دلار معادل یک میلیون تومان جریمه خواهید شد و این جریمه شامل من بمیرم و تو بمیری و گلی به گوشه جمالت و حالا این صد دلار را بگیر و بی خیال شو و این چیزها هم نمی شود و اگر زمین به آسمان بیاید و آسمان به زمین برود و شما حتی پول پرداخت اجاره خانه تان را هم نداشته باشید مجبور هستید این پول را بپردازید و اگر نپردازید این جریمه خواهد شد دو میلیون تومان. این یک واقعیت است و از آنجایی که هزار دلار پول بسیار زیادی برای یک امریکایی است هیچگاه حتی فکر این کار هم از مغز وی عبور نخواهد کرد. اگر مقابل خانه شما کثیف باشد و یا زباله ای در اطراف سطل آشغال شما ریخته باشد شما مبلغ بیست و پنج دلار جریمه خواهید شد و اگر نپردازید دو برابر و سپس سه برابر خواهد شد و در نهایت شما باید به زندان بروید. این مسئله کاملا جدی است و اینطوری
نیست که بگویید حالا این هم یک قانونی است برای خودش و کی داده و کی گرفته. در امریکا اگر شما یک بطری پلاستیکی را در رودخانه بیاندازید دقیقا مانند یک مجرم جانی با شما رفتار خواهد شد و شما را با دستبند دستگیر خواهند کرد. طبیعی است که به این طریق نریختن زباله در سطح شهر پس از مدتی به فرهنگ و گوشت و خون و حتی نشیمنگاه انسان هم نفوذ خواهد کرد.

این هم از فضولات مغزی امروز من و بررسی مسئله نظافت.
امروز صبح وقتی که می آمدم سر کار, یک رنگین کمان خیلی زیبا و باحال در آسمان دیدم. دیشب هم بعد از اینکه باران بند آمد هوا صاف شد و وقتی که من رفتم بیرون, از دیدن ستاره ها دهانم باز ماند. حتی یک شهاب سنگ هم دیدم.
صد بدرود.

۱۴ نظر:

  1. به عنوان کسی که مدت اندکی (چند ماه) در آمرکیا زندگی کرده ام به نظرم در مجموع آمرکاییها (تعمیم نمیخوام بدم اما متوسط اونهایی که دیدم رو میگم) یکم کثیفن مثلا یک هموخنه ای من که تازه ادعای تمیز یودن داره!!! و میگه سیاهها و ... کثیفن خودش همیشه مسواکس کف دستشویی ولویه !!!!!! یا وسایلش رو هی تو دستشوی پراکنده میکنه و اصولا زیاد به بهداشت اهمیت نمیدن، خیلی ها رو من دیدم دستشون رو نمیشورن بعد از دستشویی وضع لباس پوشیدن شون هم که اصلا جالب نیست نمیدونم شاید سلیقه من بده

    یک سوال هم دارم اگه ممکنه یک پست رو به نحوه صحیح استفاده از دستشویی فرنگی اختصاص بدین چون هنوز من نتونستم یک روش درست و امن ( جلوگیری از پشنگ آب) برای استفاده از دستوشویی ها پیدا کنم اگه کسی میدونه بگه برای بقیه خیلی خوب میشه

    پاسخحذف
  2. Hi the same thing in Canada. I believe if the laws dont make them to obey ,they have the dirtiest country ever so I think just laws make them to do that otherwise ....

    پاسخحذف
  3. جالب بود. به اون دوستی که گفته بود در مورد دستشویی پست بزاری باید بگم که آرش قبلا این کار رو کرده. به پست زیر مراجعه کنید
    http://natashagodwin.blogspot.com/2009/11/blog-post_1795.html
    یا اینکه اگر توی وبلاگ دستشویی را جستجو کنید براتون میاره. اسم عنوانش هم هست "گلاب به روتون رفتن به دستشویی"

    پاسخحذف
  4. سلام من و همسرم از خوانندگان پرو پا قرص شما هستیم هر جچند همیشه نظر نمی دهیم اما همیشه دنبال کننده شما هستیم

    پاسخحذف
  5. من تا 7-8 ماه ديگه ميام به سرزمين شيطان بزرگ!
    تقريبا نوشته هاتو از برم آرش خان! باور نميكني؟!
    امتحان بگيري شك نكن 20 ميگيرم..
    واقعا انگشتات معركه ميزنن تو سر كيبورد!
    ادامه بده...

    پاسخحذف
  6. سلام...کبریت بی خطرم...

    تا اونجا من آمریکایی ها رو می شناسم زیادم تمیز نیستن...به زور قانون بعضی چیزا رو رعایت می کنن.. ولی همین که فرصت پیدا کنن خودشونو نشون میدن.....

    ضمنا یک توصیه برای دوستان از دخترهای مو قرمز و کک مکی پرهیز کنید

    حالا من گفتم....

    پاسخحذف
  7. سلام آرش خان ! عالی بود
    هر روز به وبلاگت سر میزنم و همه مطالبت رو میخونم . ممنون که وقت میزاری و تجربیات و افکارت رو با بقیه سهیم میشی . این خیلی ارزش داره.
    در ضمن اگر ممکنه یه مقایسه ای بین شهرها یا ایالات مختلف آمریکا و نحوه و تفاوت زندگی مردمش با هم داشته باش.
    قربانت

    پاسخحذف
  8. aza.joon
    :D
    kheili bahal bood :D
    are ,,, valla ma raftim khoone chand ta canadai kare HVAC konim ,,, oh oh ,,, gando kesafat bala miraft taghriban ,,, mohajera kollan tamiz tar boodan ,,, vali dar kol be tore miangin morataban az lahaze lebaso raftaro biroone khoone o hala be joore khodeshoon morataban ,,, moratabe ma yejoor digas :D

    merci merci monsiour arash ;)

    پاسخحذف
  9. سلام.
    مطلب خیلی مفیدی بود. ممنون.

    بی تعارف اکثر نوشته های شما با اینکه طولانی هستند بسیار جذاب و مفیدند. من به شخصه علاقه ای به خواندن متنهای بلند ندارم ولی نوشته های شما بخاطر مطالب خاص و جذابی که دارند جزو استثناها قرار میگیرند.

    براتون سلامتی و موفقیت روزافزون آرزو میکنم.

    پاسخحذف
  10. جالب و خواندنی بود مثل همیشه

    پاسخحذف
  11. سلام ارش خان

    یه سوال حیاتی
    گفتی لب تابت رو موقع ورود به فرودگاه امریکا گفتند روشن کن
    برای چی؟
    من خودم میخوام حدود 300.400 گیگ فیلم دانلودی و 100 گیگ اهنگ تو لب تاب بریزم
    یعنی ممکنه گیر بدند تو فرودگاه؟ و لب تاب رو توقیف کنند؟؟؟؟
    خیلی مهمه

    پاسخحذف
  12. کاربری که «یه سوال حیاتی» پرسیده:
    هر نوع اطلاعاتی که داری و نمی‌خوای کسی ببینه رو می‌تونی با انواع و اقسام روش‌ها مخفی کنی... مثلا می‌تونی یه پارتیشن درست کنی هر چی داری بریزی توش و بعد اون پارتیشن رو Hide کنی.
    ریسک نکن به هر حال.

    پاسخحذف
  13. مردی از سرزمین خورشید۱۹ بهمن ۱۳۸۸، ساعت ۵:۲۰

    من عاسقه باراک ابامام خیلی قشنگ حرف می زنه آدم خیلی بزرگیه به همتون پیشنهاد می کنم حتما یه ترجه از سخنرانی هاشو بخونی !
    مردی از سرزمین خورشید

    پاسخحذف

لطفا اگر سوال مهاجرتی دارید به تالار گفتگوی مهاجرسرا که لینک آن در پایین وبلاگ است مراجعه نمایید.
اگر جواب کامنت ها را نمی دهم به خاطر این نیست که آدم مهمی هستم و یا کلاس می گذارم و قیافه می گیرم بلکه فقط به خاطر این است که اعتقاد دارم آنجا متعلق به خوانندگان است و بدون دخالت و تصرف من باید هر چیزی را که دلشان می خواهد بنویسند.