۱۳۸۹ دی ۱۵, چهارشنبه

هویت بر باد رفته

از آنجایی که این وبلاگ برای مطالعه و بررسی احوالات آدمیزاد پس از مهاجرت به امریکا ساخته شده است, سعی کرده ام که فقط در صورتی از خودم صحبت کنم که به درک بیشتر خواننده از شرایط جدید کمک کند. در چند سال اولیه مهاجرت روحیه انسان دستخوش تحولات زیادی می شود و اگر نوشته های من را در این مدت مطالعه کرده باشید در می یابید که من نیز در این مدت چند سال نوسانات روحی و جسمی زیادی را پشت سر گذاشته ام. به زبان ساده تر مهاجرت انسان را تغییر می دهد و این تغییرات اساسی در آدمیزاد نتیجه انطباق وی با جامعه جدید است. الآن که به خود نگاه می کنم متوجه می شوم که وجه تشابه زیادی با شخصیت آن فردی ندارم که از خودم در ایران می شناختم. مثبت و یا منفی بودن این تحولات تا حدود زیای بستگی به زاویه دید انسان و جایگاه بررسی آن دارد. به عنوان مثال اگر از جایگاه اجتماعی به آن نگاه کنیم, مهاجرت به امریکا من را به یک فرد موثر و کارآمد با رفتارهای سازنده و همخوان با جامعه امریکا تبدیل کرده است در حالی که ممکن است که اگر از جایگاه سنتی به آن نگاه کنیم این تحولات مهاجرتی, من را از یک بچه با حال و با معرفت پایین شهری به یک بچه سوسول و مرفه بی درد تبدیل کرده باشد که فقط در پی رفع مایحتاج خودش است و یا این که از جایگاه روانشاسی می توان بررسی کرد که آیا مهاجرت به امریکا من را از یک فرد با انگیزه قوی و با نشاط به یک فرد ضعیف و شکننده و افسرده تبدیل کرده است. معیارهای ارزش سنجی بسیار متفاوت و متنوع هستند و به سادگی نمی شود در مورد خوب و یا بد بودن هر کدام از تحولات مهاجرت گفتگو کرد. ولی آن چیزی که قطعیت دارد این است که به هرحال انسان در روند مهاجرت تغییر می کند و بسیاری از خصوصیات خود را از دست می دهد و خصلت های جدیدی به دست می آورد و این سوال برای انسان پیش می آید که آیا من همان آدم قبلی هستم؟ 

هویت و باورهای ارزشی هر آدمیزاد مجموعه ای از تعاریفی است که در مسیر رشد خود در جامعه فرا گرفته است. به عبارت دیگر, هویت یک انسان وابسته است به جامعه ای که تعریف کننده آن است و یک امر فطری و ذاتی نیست. یک فرد با یک هویت مشخص معمولا نمایانگر یک تعریف مشخصی از جامعه است. به عنوان مثال کسی که هویت ایرانی دارد, مجموعه رفتارها, آداب و باورهای شخصی و اجتماعی او بازتاب دهنده جامعه ای است که مردم ایران در آن زندگی می کنند. یا کسی که هویت اسلامی دارد, جلوه هایی از تعاریف و ارزش های اسلامی در رفتار و شخصیت وی به چشم می خورد. نکته ای که می خواهم بگویم این است که مهاجرت تعاریف و ارزش های یک انسان و در نتیجه هویت او را تغییر می دهد. انسان های زیادی قدم در راه مهاجرت می گذارند و سعی می کنند که خودشان را با جامعه جدید هماهنگ کنند. آنها به اشتباه فکر می کنند که هر زمانی که اراده کنند به راحتی می توانند به کشور خودشان برگردند و در آنجا زندگی کنند زیرا که از تغییر هویت خود در روند مهاجرت بی خبر هستند و نمی دانند که ارزش ها و باورهای اجتماعی آنها به مرور زمان دگرگون شده است و دیگر با جامعه پیشین آنها همخوانی ندارد. به عنوان مثال ایرانی هایی که در امریکا زندگی می کنند به مرور زمان هویت ایرانی خودشان را از دست داده اند, هویت امریکایی هم که کسب نکرده اند زیرا بخش عمده ای از تعاریف ذهنی سازنده هویت در زمان کودکی شکل می گیرد. ولی آنها هویت جدیدی را برای خود ساخته اند که ملغمه ای از تعاریف دو جامعه است و می توان آن را هویت ایرانی امریکایی نامید.


از آنجایی که این هویت جدید بر مبنای تغییر گونه ای هویت در مسیر مهاجرت شکل گرفته است, همچون اسم آن, دوگانگی در آن به روشنی به چشم می خورد. یک فرد با هویت ایرانی امریکایی موفق کسی است که با ایرانی, ایرانی باشد و با امریکایی نیز امریکایی باشد. در واقع این هویت جدید همچون دنیای برزخ است و رفتار یک فرد نسبت به موقعیت و شرایطی که در آن قرار دارد ارزیابی می شود. از آنجایی که دوگانگی در هویت ایرانی و همچنین در هویت امریکایی به عنوان یک ارزش تلقی نمی شود, پارادوکس های عجیب و پیچیده ای در روابط بین آنها شکل می گیرد که نزدیکی آنها را به یکدیگر بسیار مشکل می کند و بسیاری از آنها ترجیح می دهند که در مناطقی زندگی کنند که در آن ایرانی امریکایی کمتری وجود داشته باشد تا مجبور نباشند که در مواجهه با آنها از خودشان دوگانگی به خرج دهند. از طرف دیگر نیز درک فرهنگی متقابل و سختی های روانی مهاجرت آنها را به سمت یکدیگر جذب می کند و این جاذبه و دافعه همچون یک موج سینوسی با کش و قوس متفاوت امتداد می یابد.



این تغییرات در من هم مثل دیگر مهاجران به چشم می خورد و من احساس می کنم که دارم هویت سابق خودم را از دست می دهم. بخشی از آن مربوط می شود به برنامه تغییرات رفتاری در جهت همخوانی با جامعه جدید و بخشی دیگر از آن مربوط می شود به تغییر محیط زیست و شرایط اجتماعی جدید. در چنین احوالاتی اگر من هم مثل برخی از ایرانی امریکاییان عزیز خودم را گول بزنم و بگویم که من هویت ایرانی خودم را حفظ کرده ام, نمی توانم نگاه دقیقی از وضعیت موجود خودم داشته باشم و ممکن است فکر کنم که به راحتی می توانم به ایران برگردم و همچون سابق در آنجا زندگی کنم. گرچه خیلی دوست دارم که به این امر باور داشته باشم ولی واقعیت بوجود آمده در من چیز دیگری است و من باید اعتراف کنم که دیگر آن آدم قبلی نیستم.

روز و شب بر شما خوش

۲۱ نظر:

  1. امیدوارم قبل از اینکه هویت ایرانیمو از دست بدم برگردم پس...
    فکر نکنم توی چهار پنج سال از دست بدمش نه؟؟؟

    پاسخحذف
  2. آرش جان

    خیلی جالب بود. البته این جماعت ایرانی آمریکائی الان در سوگ شاهپورشون علیرضا پهلوی به سر می برن و اگر هم از بلاگت بازدید کنن ، احتمالا حال و حوصله جواب دادن به نوشته ات رو ندارن!

    پاسخحذف
  3. سلام
    و فکر می کنم کمی حساس تر ...

    "چون عهده نمی شود کسی فردا را
    "حالی خوش دار این دل پر سودا را
    "می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
    "بسیار بتابد و نیابد ما را

    :)

    پاسخحذف
  4. mardi az sarzamin khorshid۱۵ دی ۱۳۸۹، ساعت ۲۱:۴۶

    salam bar arash bozorg dooste samimi va mehrabane man halet chetooreh cheghad delam barat tangshode arash jan bavaret nemishe man khali doooset daram va hamishe beyadetam bekhusus vaghti ke az khiyaboon 7 tir rad misham vaghean jay khoshhali baray mane ke toonestam ba shom ashna sham kholase ke man matalebete shomaro besoorate offline mikhunam va hamishe lezat mibaram
    doost daram hamishe gi to
    "Mardi az sarzamin khorshid"
    Alireza Rahmani khalili

    پاسخحذف
  5. جالب بود. من هنوز مهاجرت نكردم پس نظري در اين مورد ندارم. فقط اميدوارم يه روزي مهاجرت كنم و بتونم با جامعه جديد سازگار بشم. چون توي ايران هنوز نتونستم با جامعه سازگار بشم!

    پاسخحذف
  6. این نظر توسط نویسنده حذف شده است.

    پاسخحذف
  7. واقعا ما هم بیایم اونجوری میشیم؟
    من با ویزای تحصیلی میام فکر کنم باید به زور همونجا بمونم.

    پاسخحذف
  8. سلام،
    نظرم به این نوشته ربطی ندارد ولی فکر کنم شما بیش از حد سخت میگیری.
    مگر شما فقط برای خوانندگان مینویسی که چیزهایی را که خودت میخواهی بنویسی سانسور میکنی و نمی نویسی. شاید آنها هم برای کسی جالب آمد و فکر کنم رسم نوشتن این است که هرگز نگران رنجاندن یا از دست دادن خوانندگان و دوستان مجازی نباشی و هر چه دوست داشتی بنویسی و احساس خوبی که از اینجا پیدا می کنی به همه منتقل می شود و رنجیدن به درد نمی خورد.
    ببخشید اگر چیز چرتی گفتم یا توضیح واضحات بود.

    پاسخحذف
  9. آرش اين قالب وبلاگت حال آدمو ميگيره.
    هم اينكه دير بالا مياد و لود ميشه و هم اينكه يخورده رنگ و تركيبش زشته.
    لطف كن و با يه قالب سبكتر تعويضش كن.
    ممنون.

    پاسخحذف
  10. آخ گل گفتیا! این جواب به کسانی است که بهت میگن :
    یعنی تو دیگه نمیخوای هیچوقت برگردی؟ یا اینکه:
    آدم باید هویتش رو هر جا هست حفظ کنه. یا اینکه:
    اگه اینجا بودی الان پولت از پارو بالا میرفت با این تحصیلات و تخصص!
    یا کسانی که میگن میریم پاسپورت بگیریم و برگردیم!!!!!!!
    یکی نیست بگه آقا جون من تغییر کردم! و هر کدوم از این تغییرات رو هشیارانه انتخاب کردم و کلی زحمت کشیدم تا این بشم!

    پاسخحذف
  11. در ضمن گاهی اینقدر قلمت متفاوته که آدم گمان میکنه که 2-3 نفر نویسنده این وبلاگ هستن.
    از بین همه این قلمها من اونی رو بیشتر دوست دارم که با دستمایه طنز مطالب عمیقی رو به صورت لایه لایه مطرح میکنه و هر کسی بسته به اندازه تعمقش در مطلب چیزی دستگیرش میشه.

    پاسخحذف
  12. دقیقا باید بگم که خیلی وقته متوجه این تغییر قلمت شدم . شوق و ذوق و خاکی بودنی که ایرانیا دارن و تو پستای سال 2009 خودنمایی می کنه دیگخ نیست .مگر اینکه چی بشه یه روز شنقول باشی و یه پست بنویسی که مثل گذشته باهاش حال کنیم . از این به بعد باید بهت بگیم آرش آمریکایی.

    پاسخحذف
  13. سلام دستت درد نکنه وبلاگت خیلی مفیده
    ممنون میشم به چیزهایی اشاره کنی که قبل از مهاجرت بهشون فکر نمیکردی ولیی بعدا برات مشکل ساز شدن ، یعنی کسی که الان در فکر مهاجرت هست و مثلا برای درس خوندن میخواد بره یه کشور دیگه ممکنه که در داخل ایران برنامه ریزی کرده باشه که ممکنه بعد از اینکه اقدام کرد بره و رسید به کشور مقصد در گیری و یا احیانا هر نوع مشکل دیگه ای پیدا میکنه
    در ضمن ممنون میشم برای نظرات هم اگه خواستی جواب بدی در یک پست
    کلا خیلی عالی مو شکافی میکنی ، امیدوارم که همینطوری هم ادامه بدی

    پاسخحذف
  14. هنوزم دوست داريم آرش گله
    گوله گوله قارداش

    پاسخحذف
  15. سلام آرش خان، اول اينكه بازم بجا و سنجيده گفتي. من تو mode مهاجرت هستم، ولي فعلا در ايران در حال كندن از سابقه ايرانيم هستم. اون تثبيت شدن در كودكي رو هم خيلي خوب گفتي، تو كتاب "وضعيت آخر" هم دقيقا اينا رو ميگه، ولي حيف كه كتاب يكم قديميه و دقيقا نيومده كيس مهاجرت و رفتارهاي بعديش رو تحليل كنه.
    ديد منطقي ات رو بسيار دوست دارم و نزديكي زيادي با نوشته ها و ديدگاهات احساس ميكنم
    موفق و سبز باشي رفيق

    پاسخحذف
  16. سلام
    مخلصم
    منم تو فکر مهاجرتم
    از وطنی که دوستش دارم

    پاسخحذف
  17. ای خدای متکی تا کی بمانم من تکی
    _________________بهنود_______________

    پاسخحذف
  18. آرش جان فكر كنم قضيه رو جور ديگه هم ميشه نگاه كرد. تو اول اين هخويت ايراني كه ميگي از دست دادي رو برام تعريف كن ببينم چي هست. فكر كنم اگه آدم هويت انساني داشته باشه(نگو شعار ميدي) خيلي بهتره. يعني ارزشهاي انساني و وجداني. حالا اگه با جامعه ايراني اسلامي هماهنگ بود بود، اگه با فرهنگ امريكايي منظبق بود باز هم موردي نيست بنظر من.همين حالا هم كه من كلا يكهفته از ايران دور نبوده ام. خيلي از همكارام تو شركت بصورت انتقاد البته ميگن تو اخلاق و رفتارت خارجيه بدرد ايران نمي خوري! منظورشون اينه كه يكم شارلاتان بازي دربيار. در صورتيكه بنظر خودم من خيلي هم آدم حقه بازي هستم.
    موفق باشي

    پاسخحذف
  19. oonjooriaham teragedi nista! no javoonaye alan har lahze farhangeshoon ro bishtar be amricai nadic mikonan! masalan vase khode man k ziad taghire farhangi fek nemikonam rooy bede.

    پاسخحذف
  20. سلام آرش خان .چند وقتی هست که دارم مطالبت رو می خونم.خیلی جالبه.واما در مورداین نوشته ات.به نظر من افتادی تو خط تطابق و خوب داری می ری جلو.حالا شاید برای کسایی که تو سن کودکی مهاجرت نکردن این تطابق به نزدیکای 100 هم نرسه ولی ثابت هم نمونده و داره میره بالا.راستش اگه می گفتی من هنوز همونم که بودم و تغییر نکردم جای سوال داشت .این هویت دوگانه برزخ نیست.ولی باید یه جوری توش ذوب شد. خیلیها این ور توسط پلی که توسط تو و مهاجرای دیگه زده شده دارن باکسب هویت جدیدو پوست انداختن تو یه محیط نو و تغییر تدریجیت آشنا میشن و بعضی از اونورییام طبیعتا میخوان بدونن هویت ایرانی چیه و چه جوریه. ولی بهت قول می دم اگه شش ماه بیای ایران و دوام بیاری میشی همون آدم سابق.والله .پس بمون و ما رو هم بیخبر نذار.

    پاسخحذف
  21. من باید اعتراف کنم که دیگر آن آدم قبلی نیستم.

    من هم آن آدم پارسالی نیستم و درک میکنم حستو و همین چیزهاست که آدمها را بزرگ میکند همین که دیگر کودک نیست همین که فرق کرده همین که تا دیروز دستش به روی یخچال نمیرسید و امروز چشمش روی یخچال و میبینه

    پاسخحذف

لطفا اگر سوال مهاجرتی دارید به تالار گفتگوی مهاجرسرا که لینک آن در پایین وبلاگ است مراجعه نمایید.
اگر جواب کامنت ها را نمی دهم به خاطر این نیست که آدم مهمی هستم و یا کلاس می گذارم و قیافه می گیرم بلکه فقط به خاطر این است که اعتقاد دارم آنجا متعلق به خوانندگان است و بدون دخالت و تصرف من باید هر چیزی را که دلشان می خواهد بنویسند.